تبليغاتX
همسفران نور دانشگاه پیام نور مراغه
سلام بچه ها . خسته نباشید .

با عرض معضرت به خاطر مسائلی دیگه نمیتونم همکاری با نشریه رو ادامه بدم . مطالب این شماره رو به آقای فاتحی میدم تا به خانم نقشه گری برسونن . مقدمات چاپش رو هم هماهنگ کردم و آقای صفخان تمام هزینه اش رو تقبل کردن . از اینکه اینهمه من رو تحمل کردین ممنونم . در ضمن همه تون توانایی سردبیری این نشریه رو دارین .

 

امیدوارم همیشه موفق باشین  . التماس دعا                                  سلطانی

نوشته شده توسط همسفران نور در شنبه بیست و ششم مرداد 1387

لينك مطلب

 صهیونیسم زیر سایه هالیوود 

شناخت صهيونيسم جهاني و توطئه‌هاي آن، امروز يكي از ضروريات است. صهيونيسم اكنون در بسياري از كشورهاي اروپايي و آمريكايي با صرف هزينه‌هاي هنگفت، داراي قدرت پنهاني است كه ادارة امور آن كشورها را به دست گرفته است.غولهاي رسانه‌اي جهان ، سينما ، كارخانجات تسليحاتي ، شرکتهاي تجاري و صنعتي ، بانکها ، دانشگاهها ، مراکز فرهنگي و بسياري دولتهاي جهان از مواردي است كه رد پاي سرمايه‌داران صهيونيست در آن به وضوح مشاهده مي‌شود. درک این نکته که حدود90% سينماي آمريکا (هاليوود) يهودي صهيونيستي است  شود. قطعا چون در اين رسانه شيوه هاي تبليغي - رواني براي تأثيرگذاري بر مخاطب اتخاذ مي شود بايد آشنايي اجمالي با روشهاي جنگ رواني هم داشته باشيم و تاريخچه هاليوود را هم بدانيم تا بتوانيم بحث سينما و صهيونيسم را موشکافانه تر بررسي کنيم.دولت اسراييل در سرزمين اشغال شده فلسطين ايجاد شده و عملاً زمام سياست‌هاي داخلي و خارجي آمريكا را در دست گرفته است. آنگونه كه مي‌توان مدعي شد آمريكا به عنوان بازوي قدرتمند صهيونيسم در سطح جهان عمل مي‌كند. صهيونيست ها که در جامعه جهاني اقليتي کوچک محسوب مي شوند و حتي از سوي يهوديان بي شماري نيز طرد شده اند از سالها قبل براي بيرون آمدن از اين انزوا تلاش هاي گسترده اي را در اين عرصه آغاز کرده اند.اين رسانه که بدون شک يکي از تاثيرگذارترين رسانه هاي تبليغي است، از آغاز تاسيس دولت اسراييل مورد توجه صهيونيست هاي افراطي بوده است.اما در سالهاي اخير اين تلاش ها به شکل منسجم و سازمان يافته اي مسير خود را تغيير داده است.در گذشته صهيونيست ها با نفوذ در پست هاي کليدي هاليوود تلاش کردند تا در مسير توليد جهاني به نفع خود بهره برداري کنند و کمتر به طور مستقيم در مجامع جهاني شرکت کنند. " نيل گابر" نويسنده يهودي تبار در کتابش تحت عنوان "امپراتوري از آن خودشان" به سال 1988 اشاره مي کند که بزرگترين استوديوهاي هاليوود از جمله کلمبيا، مترو گلدوين ماير، برادران وارنر، پارامونت، يونيورسال و فاکس قرن بيستم توسط يهوديان تاسيس شده اند و به واسطه يهوديان اروپاي شرقي اداره مي شوند.   " هنري فورد" در کتاب "استقلال نازپرورده" به اين نتيجه مي رسد که يهوديان تنها بر 50 درصد از صنعت فيلمسازي احاطه ندارند، بلکه تمامي آن را در اختيار دارند.   " نورمن اف کانتور"، پرفسور دانشگاه نيويورک در مطالعاتي که به سال 1994 انجام داد به اين نکته اشاره کرد که توليد فيلم در هاليوود و توزيع آن در 50 سال نخست حيات هاليوود، تحت سلطه يهوديان مهاجر صورت مي گرفته است و در حال حاضر نيز قسمت اعظم فيلمسازي در آمريکا تحت کنترل يهوديان است. اين نفوذ از همان ابتدا نه تنها در مديريت بلکه با حمايت از هنرمندان يهودي شدت گرفت.امروز بسياري از اهالي هاليوود را هنرمندان يهودي تشکيل مي دهند. در فهرست کارگردانان يهودي با اسامي مشهوري که برخي از آنها تهيه کننده آثار خود نيز محسوب مي شوند،مواجه مي شويم.کساني چون اريک فون اشتروهايم، ژوزف فون اشترنبرگ، ارنست لوبيچ، استنلي کوبريک، ماکس افولس، ديويد کروننبرگ، فريتس لانگ، ويليام شانتر، رومن پولانسکي، سيدني لوست، بيلي وايلدر، استيون اسپيلبرگ، وودي آلن، سيدني پولاک، راب راينر، کلودللوش، ژان لوک گدار، مل بروکس، پيتر باگرانوويچ، ساموئل گلدوين، اندي اکرمن، مايک نيکولز، تيم برتون، ران سيلور، توني راندال و.  ..   در ميان بازيگران يهودي شاغل در هاليوود نيز اسامي بسياري ديده مي شوند.بازيگران مطرحي مثل:جري لوئيس، جک لمون، کرک داگلاس، مايکل داگلاس، هريسون فورد، رابرت رد فورد، پل نيومن، چارلز برانسون، ژان کلود ون دام ، تلي ساوالاس، جان استيوارت، پيتر سلرز، توني کرتيس، برادران ماکس، مارتين شين، چارلي شين، رابين ويليامز، رد استايگر، ميشل فايفر، سارا برنارد، اليزابت تيلور، مريلين مونرو، ادي هيپورن، باربارا شرلي، سالي فيلد، سارا جسيکا پارک، مدونا (که به مکتب صوفيانه کابالا پيوست و در موسسه نارالتوراه اسرائيل تعليم ديده است) و..از جمله اين يهوديان هستند.هر چند برخي از اين افراد در سيطره توليد آثار صهيونيست ها قرار ندارند،اما بسياري ديگر از اين دست اندرکاران به توليد آثاري هم سو با افکار صهيونيست ها پرداختند و به ويژه در توليد فيلمهايي در حمايت از هولوکاست و نشان دادن مسلمانان به عنوان تروريست نقش به سزایی داشته اند.

صهیونیست ها و اخرالزمان

از ديگر خرافه‌هاي صهيونيستي كه به سينما راه يافته: «افسانه آخرالزمان» و پيشگويي‌هاي مربوط به آن است كه در فيلم‌هايي نظير: «نوستراداموس»، «آرماگدون» و «روز استقلال»، رد پايي از آن مي‌توان يافت. بر اساس اين افسانه فاجعه‌اي عظيم حيات بشري را تهديد خواهد كرد و آخرين نبرد خير و شر در جغرافياي خاصي از زمين ( تپه آرماگدون يا حارمجيدون در نزديکي بيت المقدس )به وقوع خواهد پيوست . وسعت فاجعه آن همه است كه انسان‌هاي زيادي کشته مي شوند و بقيه از مقابله با آن در مي‌مانند و نااميدانه به هوشمند‌ترين و شجاع‌ترين نژاد بشري (يعني آمريكايي‌ها) پناه مي‌برند!

 آمريكايي‌هاي خوش قلب هم معمولاً با راهنمايي يك دانشمند يهودي به كام خطر مي‌روند و با عمليات متهورانه خود زمين را از خطر نابودي مي‌رهانند. گاهي هم در راه انجام اين مأموريت مقدس يك يا چند شهيد تقديم جامعه بشري مي‌كنند! حاصل آنكه در پايان اكثر اين فيلم‌ها بیننده از همه جا بي‌خبر، هم صدا با تمامي اقوام و پيروان اديان، خداوند را به واسطه نعمت حضور آمريكايي‌هاي شجاع و يهوديان دانا بر روي كره خاكي سپاس مي‌گويد! چرا كه آنان فرشتگان نجات‌اند و اگر نباشند، نسل آدمي از صحنه گيتي بر خواهد افتاد!اين باور اسطوره اي الآن به شدت توسط صهيونيست هاي مسيحي حاکم بر ايالات متحده و يهوديان تبليغ مي شود و به وسيله رسانه ها با سوء استفاده از اديان مسيحيت و يهوديت و فرازهايي از کتاب مقدس (59) مجوز کشتار حدود سه ميليارد نفر از ساکنان زمين خصوصا مسلمانان ساکن در خاورميانه را از افکار عمومي غفلت زده جهانيان مي گيرند تا هر گاه واقعا از اسلام احساس خطر جدي کردند ، به هر عملي خواستند دست بزنند.

صهیونیسم و سینمای کودکان

 

لابی (گروه فشار ) صهيونيسم در هاليوود، در عرصه توليد فيلم‌هاي كودكان نيز تا كنون بسيار مؤثر و فعال عمل كرده است. امروز در سراسر دنيا «والت ديزني» نامي آشناست و بيشتر كودكان شخصيت‌هاي كارتوني والت ديزني را به خوبي مي‌شناسند. بد نيست بدانيم اولين شخصيت مشهور آثار والت ديزني: «ميكي ماوس» نمادي از همان يهودي سرگردان و بي کس است كه مدام از سوي رقيبان قوي‌تر تهديد مي‌شود و او صرفاً با اتكا به زيركي و چالاكي خويش، بر تمامي دشمنان فايق مي‌آيد. امروز هم تداوم اين شخصيت كارتوني را در انيميشن «تام و جري» مي‌توان مشاهده كرد که موشي بد جنس و فريب کار با تکيه بر شيطنتها و ناجوانمردي هايش به طرز اعجاب آوري هميشه بر گربه اي نادان و احمق پيروز مي شود. اين قبيل آثار در دادن حس اعتماد به نفس به مخاطبان يهودي ( که دقيقا مفهوم سمبل « موش » را مي فهمند) و همچنين در دادن الگويي دغل و بدجنس به کودکان و نوجوانان بي گناه جهانيان تأثير بسزايي دارند.

هميشه در اين فکر بوده ام که جواب کودکان معصومي را که مي پرسند: «چرا بر خلاف عالم واقع در اين قبيل فيلمها هميشه موش برنده مي شود؟» چگونه بدهم و هيچ گاه پاسخي جز همين تحليل به ذهنم نرسيده است.

مورد ديگر، شخصيت‌هاي كارتوني مطرود و گوشه‌گيري هستند كه به دليل زشت‌رويي توسط ديگران تحقير مي‌شوند ولي در نهايت اين ناتواني و زشتي با توانايي و زيبايي جايگزين مي‌گرد و آنها بر تمامي مشكلات غلبه مي‌كنند و غبطه رقيبان را بر مي‌انگيزند. انيميشن «دامبو، فيل پرنده» در زمره اين گروه از آثاراست. در اين فيلم شاهديم که مادر دامبو بر خلاف ساير فيلها که کلاهي زنگوله دار بر سر دارند ، كلاه عرقچين مانند مخصوص يهوديان را بر سر دارد و به جرم دفاع از فرزندش در اسارت به سر مي‌برد! و خود دامبو هم طي عملياتي در سيرك پرچمي را كه به پرچم رژيم اشغالگر قدس بي‌شباهت نيست به اهتزاز در مي‌آورد.

کارتون «جوجه اردك زشت» هم که شخصيت گوشه گير و آواره و زشت روي فيلم نامه تبديل به قوي زيبايي مي شود و در پايان فيلم به سمت خورشيد مي رود ، از همين کليشه پيروي مي کند و نماد يهودي تنها و مطرودي است که با رفتن به سمت سرزمين موعودش به سعادت رسيده است. « عبارت رفتن به سمت خورشيد در تورات آمده و در بين يهوديان رايج است که منظور از آن بازگشت به سرزمين موعود است»
در کارتون «لوک خوش شانس» گانگستري سفيد پوست که نماد کلانتر و قانون اومانيستي آمريکايي است وهميشه ورد زبانش تنهايي و غريبي و آوارگي خودش مي باشد ، با چهره و اخلاقي نيکو (که با وجود اسب بذله گويش « سالي» و سگ خنده رويش «بوشويک» جذابيت دوچنداني مي يابد) هميشه در جستجوي مجرمان و تبهکاران است و هيچگاه با شکست روبرو نمي شود. در بعضي از قسمتهاي آن شاهديم که لوک متمدن و مهربان فرشته نجات سرخپوستان ساده لوح و مردمي از فرقه هاي مذهبي خرافي مي باشد و اگر نبود لوک جنگ قبيلگي و ظلم تبهکاري همه جا را فرا مي گرفت. بالاخره براي ما هنوز جاي اين سوال باقي است که خانه لوک کجاست؟ و چرا هميشه در پايان غرور انگيز پيروزيهايش در غروبي زيبا به سمت خورشيد (نماد سرزمين موعود درکتاب مقدس) مي رود! بالاخره فسادها و جرمهاي فراوان و رو به رشد موجود در غرب را ببينيم يا حرف کارگردان «لوک» در کارتون «گاليور» هم مي بينيم سفيد پوست بزرگي با سمبلها و مدلهاي مو و لباس نژاد انگليسي-آمريکايي به جزيره آدم کوچولوها (جهان شرقي) مي رود و اين کوچولوهاي بي دفاع بر قدرت مادي و مغز پرجولان گاليور تکيه کرده و دشمنان خود را شکست مي دهند و بدون حضور گاليور شکست آنها قطعي بود.

در فيلم «رابينسون کروزوئه» هم شاهديم سفيد پوستي انگليسي تبار که کشتي اش شکسته و در جزيره اي تنها مانده است با سياه پوستاني بي تمدن و وحشي و آدم خوار رو برو مي شود که يکديگر را قرباني کرده و مي خورند؛ اما رابينسون پرعاطفه و دل نازک يکي از اين بي تمدنها را به نام «جمعه» از دست قبيله آدم خوار و سبک مغزش نجات مي دهد و جمعه در اثر همنمشيني با اين يار مهربان « با سواد» مي شود و به سمت تمدن و پيشرفت حرکت مي کند و به تدريج تمام آن مردم عقب مانده به شيوه هاي زندگي و معاشرت رابينسون ايمان آورده و آن قهرمان بزرگ را به عنوان رهبر و منجي عزيز خود مي پذيرند و به سبک او زندگي مي کنند. آيا غلوآميزتر از اين هم مي شد تمدن غرب را به عنوان تنها سرور و راهبر جهانيان توسعه نيافته و به اصطلاحِ غربي ها «جهان سومي» ، معرفي کرد يا نه؟

نگره صهيونيستي حاكم بر آثار والت ديزني، بعضاً به توليد انيميشن‌ها و فيلمهاي تاريخي در خصوص زندگي انبياي الهي منجر شده كه سه كارتون: «كشتي نوح، زندگي حضرت موسي و زندگي حضرت يوسف» عليهم‌السلام از آن جمله‌اند. در تمامي اين آثار، بر اساس قصص تورات، روايات تحريف شده‌اي از زندگي انبياي اولوالعزم ارائه شده است که شأن و منزلت و عصمت اين بزرگ مردان را در ذهن مخاطب پائين مي آورد و رواج سکولاريسم (جدايي دين و دنيا) و مادي گرايي را تسريع مي کند. جالب توجه آنكه در برخي از اين آثار، شخصيت‌هاي اصلي انيميشن با صداي مشهورترين ستارگان يهودي سينما سخن مي‌گويند! مثلاً در انيميشن «پرنس مصر» كه روايتگر زندگي حضرت موسي عليه‌السلام است، «وال كيلمر» به جاي موسي عليه‌السلام، «ميشل اِفايفر» به جاي همسر و «ساندرا بولاك» به جاي خواهر او صحبت مي‌كنند. همچنين در تيتراژ پاياني اين انيميشن پر هزينه اسامي مشهور ديگري (از بازيگران يهود هاليوود) مي‌توان ديد كه صداي آنها براي بسياري از تماشاگران غربي خاطره‌انگيز و آشناست. را گوش بدهيم. علاوه بر انيميشن، در عرصه فيلم كودك نيز هاليوود از تعدي صهيونيست‌ها مصون نمانده و كليشه‌هاي خاصي در قالب فيلم كودكان، طي چند دهه اخير مدام تكرار شده‌اند. مثلاً كليشه كودك محروم مانده از ميراث اجدادي يا جدا افتاده از آغوش گرم مادر كه هر يك به نوعي تداعي‌گر يهودي مظلوم و به دور مانده از سرزمين مادري خويش‌اند در اين قبيل داستان ها از پيام هايي که در کتب مقدس يهوديان آمده است ومخاطب يهودي و بسياري از غير يهوديان به راحتي مي فهمند که منظور از آن چيست استفاده مي شود يهوديان اسراييل را مادر قوم خويش مي دانند و اينکه شهر يا منطقه اي به انسان تشبيه شود، درجاي جاي تورات آمده است.«داستان سيندرلا»مثال خوبي براي اين كليشه نخ‌ نما وتكراري است.

داستان « هاچ زنبور عسل » هم به کودک يهودي مي فهماند که بايد به دنبال مادرزيبا و نوراني خويش باشي و همه غير يهوديان موجوداتي مخوف ، بدجنس و حتي بد بو هستند که مي خواهند او را از بين ببرند . اين داستان به بچه هاي غير يهودي هم اين پيام را القاء مي کند که ديگران دشمنان و موانع رسيدن او به هدفش هستند و در مجموع حس اعتماد به ديگران را در کودک از بين مي برد

كليشه كودك شيطاني كه با زيركي بر دشمناني كه قصد تجاوز به خانه و كاشانه او را دارند، فايق مي‌آيد و آنها را به سختي مجازات مي‌كندهم شبيه مورد قبلي است . مجموعه طنز «تنها در خانه» بر اساس همين كليشه پديد آمده و با نگاهي ساده به مضامين آن، ردپاي چهار جنگ اعراب و اسراييلي و شكست اعراب در هر چهار جنگ را مي‌توان ديد.

برخي از آثار انيميشن نيز محملي براي پيام‌هاي سياسي هستند. مثلاً در كارتون «شير شاه» ردپاي نزاع دو ابرقدرت طي سال‌هاي جنگ سرد و آشتي مجدد نسل‌هاي آتي بعد از فروپاشي نظام كمونيستي در شوروي سابق به وضوح مشهود است. توضيح اينکه شير نماد سلطه جهاني يهود است و در تورات آمده است : « وبازماندگان يعقوب ، در ميان امتها و قومهاي بسيار مثل شيردر ميان جانوارن جنگل و مانند شير درنده در ميان گله هاي گوسفند خواهند بود که هنگام عبور پايمال مي کند و مي درد و کسي نمي تواند مانع او شود . قوم اسراييل دربرابر دشمنانش خواهد ايستاد و آنها را نابود خواهد کرد.

موسی مهری

نوشته شده توسط همسفران نور در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387

لينك مطلب

عطر گل یاس(پیرامون شخصیت مقام معظم رهبری)

مبادا خویشتن را وا گذاریم                             امام خویش را تنها گذاریم

زخون هر شهیدی لاله ایست                           مبادا روی لاله پا گذاریم

در هر عصری یک الگو و اسوه ایی برای مردمان آن جامعه وجود دارد. اگر امروزه ما به الگوی خود که رهبرمان باشد نگاه کنیم  می بینیم که شخصیتی است که با رفتار و اعمال خود در عرصه های مختلف علم و اخلاق و سیاست ودیانت توانسته سیره علوی را عملاً در عصرخویش به نمایش بگذارد سعی ما در این نشریه بر این است که بتوانیم مختصری از زندگی و خصوصیات اخلاقی مقام معظم رهبری را بیان کنیم اگر ما بخواهیم رهبرخود را با مردان بزرگ کشورهای دیگر مقایسه کنیم می بینیم از زمین تاآسمان باهم متفاوت هستند ولی متاسفانه ما انسانهای غافلی هستیم نمی توانیم ازوجود خورشید و روشنایی نهایت استفاده رابکنیم و وقتی به تاریکی بر میخوریم تازه متوجه معنای واقعی نور خورشید می شویم . کدام رهبرو رئیس جمهور رامی شناسیم که وقتی با مردم عادی رو به رو می شود باتواضع با آنها برخورد می کند و حتی روی آنها را می بوسد- کوفی عنان دبیر کل سازمان ملل دراولین ملاقاتی که مقام معظم رهبری داشتند بعد از ملاقات گفته بود: من با این که اهل غنا هستم، درباره کشورخود به اندازه ایشان (مقام معظم رهبری) اطلاع ندارم ایرانی ها و مسلمان ها باید افتخار کنندکه چنین رهبری دارند، ای کاش ایشان دبیر کل سازمان ملل بودند همچنین به خبرنگاران گفته بودکه حضرت آیت الله خامنه ای قلب مرا تسخیر کردند اگرنگاه مختصری به زندگی رهبرمان بیاندازیم متوجه می شویم که هیچ امتیازی برای فرزندان خود قایل نیستند آن ها را با بقیه یکسان می دانند- یکی از سرداران نقل می کند در عملیات بدر در خط مقدم من شاهد حضور فرزند عزیز مقام معظم رهبری ، آقا مصطفی درکناربسیجیان عارف بودم در طول 8 سال دفاع مقدس بارها ایشان را در لشکرهای سیدالشهدا و محمد رسول الله دیده ام این حضور شجاعانه فرزندان آقا در جبهه ، نشان ازتعهدمقام معظم رهبری و توجه ایشان به تربیت فرزندان دارد.

- آقای حقانی نقل می کرد که زمانی که ضریح مطهر حضرت امام رضا را تعویض می کردند مقام معظم رهبری به پابوس امام مشرف شدهبود و مشغول راز و نیاز بودند بعد از پایان رازو نیاز آقای واعظ طبی به ایشان عرض کرد حالا که ضریح برداشته شده آقا زاده ها هم بیایند نزدیک تر تا از نزدیک امام را زیارت کنند معظم له فرمود: پس بقیه چی؟! 

فرمودند اگر بقیه افراد می توانند از نزدیک قبر امام رازیارت کنند فرزندان من هم بیایند این کار آقا باعث شد همه دل شکستگان بتوانند امام هشتم را زیارت کنند عجب روز به یادماندنی بود هیچ موقع آن را فراموش نمی کنم.

حضرت آیت الله جوادی آملی نقل می کردند: یک روز مهمان مقام معظم رهبری بودم و نزد ایشان آقا مصطفی نیز نشسته بود که سفره گسترده شد آیت الله به وی نگاهی کرد و فرمود شما به منزل بروید من عرض کردم اجازه بفرمایید آقازاده هم باشندآقا فرمودند این غذا از بیت المال است شما هم مهمان بیت المال هستید برای بچه ها جایز نیست ایشان به منزل می روند و از غذای خانه میل می کنند من در آن لحظه فهمیدم که خداوند چرا این همه عزت به حضرت عطا فرموده است . دکتر بیمارستانی با گریه می گفت شاید کی باورش نشود که رهبر جامعه ایی باشی ولی برای خود دکتر خصوصی نداشته باشی آن هم در جامعه ایی که همه برای خود دکتر شخصی دارند- آقای راشد یزدی در مورد حضور قلب در نماز مقام معظم رهبری نقل می کردموقعی که در ایرانشهر در محضر آیت الله خامنه ای در تبعید بودم روزی عده ای از علما از قم برای ملاقات ایشان آمده بودند وقت نماز هم به جماعت ایستادیم ناگهان بزغاله ای وارد اتاق شد شروع به این طرف و آن طرف پریدن کرد و در آخر سجاده یکی از نماز گزاران را برداشت و با خود برد. چند نفر از نمازگزاران به کلی آرامش شان  به هم خورد و خندیدند که یکی از آنها من بودم از خنده ما دیگران نیز خندیدند به غیر از مقام معظم، آقا نمازشان را بدون هیچ گونه حرکت اضافی به پایان رساندند و بعد از نماز پرسیدم شما چه طور ادامه دادید: در مورد چی حرف می زنید؟ گفتم به خاطر بزغاله که وارد اتاق شد آقا فرمودند: ذره ای از این جریان را متوجه نشدم

این شرح بی نهایت کز حسن یار گفتم                                             حرفی است کز هزاران اندر عبارت آمد

 

التماس دعا    

                                  امیر نقوی

نوشته شده توسط همسفران نور در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387

لينك مطلب

اي آفتاب ما سلام!
امروز هم گذشت و تو نيامدي!
روز ها را از پي هم مي شمارم.آنقدر شمرده ام که حساب از کفم رفته است.آخر مگر مي شود بدون ديدن روي تو اي زيباترين حضور هستي اي آسمان عشق-روز ها را آغاز کرد؟!
اي کاش در يک سپيده زيبا اي آفتاب مهرباني ها و اي خورشيد مکه- اي دوازدهمين نور ولايت ظهور تو را نظاره گر شويم.
بر قلب ما بگذار پاي! اين دشت از بهر وجود نازنينت لاله ها را داده است!
اي آفتاب ما کنون بنگر که دلها خسته اند
از اين همه نا مهرباني ها دگر گسسته اند.
اينک بيا ! اي مهربان سيماي نور!
بنگر کنون ما غنچه هاي عشق را!
بنگر چگونه در رهت از جان و دل گسسته ايم!
اينک بيا! اي صاحب العصر زمان! مهدي (عج)خوب و مهربان!
بيا تو از پس تمام قرنهاي تشنگي!
در يک ظهور بي نظير بيا و دشت عشق را سيراب کن !
اي آفتاب ما سلام!
اي آفتاب ما سلام!
الهم ارني الطلعته الرشيده!
الهم عجل لوليک الفرج

"جاوید"

نوشته شده توسط همسفران نور در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387

لينك مطلب

زمزمه شهيد چمران چند ساعت قبل از شهادت بر روي کاغذ

اي حيات! با تو وداع مي کنم. با همه زيبائي هايت؛ با همه مظاهر جلال و جبروت؛

با همه وجود وداع مي کنم.

با قلبي سوزان و غم آلود به سوي خداي خود مي روم.

و از همه چيز چشم مي پوشم....

اي پاهاي من!

مي دانم شما چابکيد.

مي دانم که در همه مسابقه ها گوي سبقت را از رقيبان ربوده ايد.

مي دانم که فداکاريد.

مي دانم که به فرمان من، مشتاقانه بسوي شهادت، صاعقه وار به حرکت در مي آئيد.

اما من آرزوئي دارم.

من مي خواهم که شما به بلندي طبع بلندم به حرکت درآئيد.

به قدرت اراده آهنينم محکم باشيد.

به سرعت تصميمات و طرحهايم سريع باشيد.

اين پيکر کوچک، ولي سنگين از آرزوها و نقشه ها و اميدها و مسئوليت ها را، به سرعت مطلوب، به هر نقطه دلخواه برسانيد.

در اين لحظات آخر عمر آبروي مرا حفظ کنيد.

من چند لحظه بعد به شما آرامش مي دهم.

آرامش ابدي!

ديگر شما را زحمت نخواهم داد.

ديگر شب و روز شما را استثمار نخواهم کرد.

ديگر فشار عالم و شکنجه روزگار را بر شما تحميل نخواهم کرد.

ديگر به شما بي خوابي نخواهم داد.

و شما ديگر از خستگي فرياد نخواهيد کرد.

از درد و شکنجه ضجه نخواهيد کرد.

از بي غذائي، از گرما و سرما شکوه نخواهيد کرد.

آرام و آسوده، براي هميشه، در بستر نرم خاک، آسوده خواهيد بود.

اما...

اما اين لحظات حساس،

لحظات وداع با زندگي و عالم،

لحظات لقاء پروردگار،

لحظات رقص من در برابر مرگ،

«بايد زيبا باشد.»

"معرفت"

نوشته شده توسط همسفران نور در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387

لينك مطلب

آنچه كه هر روز ما و تمام مردم جهان در اخبارمي شنويم، خبر قتل عام مردم مظلوم فلسطين است . فلسطيني كه بايد تاوان خانه بدوشي يهودياني را بدهد كه با وجود اينكه 1.5درصد مردم آمريكا را تشكيل ميدهند اما 49 درصد سرمايه هاي آمريكا در دست آنان است . چگونه ممكن است اينان بي خانمان باشند و چرا اين بي خانمانان فلسطين را انتخاب كرده اند .
روزنامه نگار بهودي به نام هرتزل در سال 1878با نوشتن كتابي با عنوان (دولت يهود) نظريه تشكيل يك دولت يهودي را عنوان كرد. وي در همان سال با بردن اين نظريه در كنفرانس بال سوئيس نظر دولتها را به خود جلب كند. آري تشكيل يك دولت يهودي الاصل در قلب فلسطين در كنار سرزمين هاي خاورميانه و در ميان كشوري مسلمان براستي چرا فلسطين؟

فلسطين در گذشته محل سكونت يهوديان و ظهور پيامبران يهود بوده است. كوه اورشليم كه آرامگاه داوود نبي (اولين منجي يهوديان) است، در جنوب غربي بيت المقدس مي باشد. ارض موعود (محل ظهور منجي) در كنار همان كوه اورشليم به نام تپه آرماگدون كه آخرين محل زندگي بشر و آخرين جنگ آخرالزماني است، در فلسطين اشغالي مي باشد. يهوديان معتقدند كه با گرفتن ارض موعود مي توانند زمينه ظهور منجي را فراهم سازند و دنيا را از ظلم و ستم زمانه نجات دهند. آيا اسرئيلي ها از ظالمان زمانه نيستند؟
بعد از جنگ جهاني اول يهوديان به خريد زمينهاي فلسطينيان اقدام كردند. كم كم بخش وسيعي از خاك فلسطين به اشغال يهوديان درآمد. يهوديان در حاليكه 8 درصد جمعيت فلسطين را دارا بودند در سال 1948 رسما دولت يهود را تشكيل دادند چگونه ممكن است كشوري به اين راحتي اشغال شده و كسي اعتراض نكند. آري اين معجزه تبليغات صهيونيستي است .
يهوديان كه در شوروي سابق زندگي مي كردند به بهانه ظلم و ستم به آمريكا مهاجرت كرده و بيشتر سرمايه هاي خود را كه از راه كشاورزي و مغازه هاي فروش الكل حاصل شده بود وارد آمريكا كردند. يهوديان سرمايه دار براي توجيه اقدامات غاصبانه خود دست به دامن تبليغات شدند و كمپاني هاليوود در سال 1920 در حومه شهر لس آنجلس ساخته شد. هدف هاليوود تنها تبليغ يهود بود و ترويج خرافه آخرالزمان يهودي و قيول اين واقعيت كه ناجي مردم در آخرالزمان فكر تئوريسين هاي يهودي و زور بازوي سربازان آمريكايي است و مردم كشور هاي جهان سوم با ديدن موج فراواني از اين قبيل فيلم ها كه هر روز در پرده سينماهاي جهان نمايش داده مي شود اين القاي شوم يهودي را مي پذيرند. آري يهود در حال تسخير جهان است. مگر اين نيست كه شركت ماكروسافت كه اكنون 90 درصد رايانه هاي داخل ايران و آسيا ساخت آن است، براي سهام داران يهودي است. بيل گيتس رئيس اين شركت (كه فردي يهودي است) ثروتمند ترين مرد جهان لقب دارد. با تسخير دنيا توسط يهود منجي ما مسلمانان چگونه ظهور خواهد كرد؟
امروزه شاهد آن هستيم كه هاليوود يهودي با ساختن فيلم هاي چند صد ميليون دلاري سعي در القاي تفكرات يهودي و خرافه آخراالزمان يهودي را دارد. فيلمي چون ماتريكس، فيلمي است كه آخرالزماني را نشان مي دهد كه در آن نئو كه همان مسيح جديد(new chirs)
نام دارد ناجي نژاد‌ بشريت از شياطين ماتريكس است. جنگ با شياطين در عالم متافيزيك توسط يك تكنيسين آمريكايي و به رهبري يك سياه پوست يهودي به نام مرفي كه در يك زير دريايي زندگي مي كند و فقط اوست كه راه سرزمين زايان (zion) يا همان اورشليم را مي داند و زيردريايي هدايت بشر را به ارض موعود فرمان دهي مي كند. براستي شما با ديدن اين فيلم چه فكري راجع به ناجي خود مي كنيد؟ يك تكنيسين به جاي يك تئوريسين ناجي بشر است .باز هم تكرار اين باور كه زور بازوي آمريكايي و فكر يهودي ناجي شما بوده است .
يا در فيلم ديگري چون روز استقلال هنگاميكه بشر در خطر نابودي از دست موجودات فضايي است يك مهندس يهودي با كمك سربازان يهودي موفق مي شود در تپه آرماگدون بشر را از دست موجودات فضايي نجات دهدو دنيا را مديون خود كند.
يهوديان با ساختن كارتن هايي از حضرت موسي و يوسف (عليهما السلام) روح سكولار و شهوتران به اين پيامبران الهي داده اند. يا كارتني چون لوك خوش شانس كه او يك خانه بدوش آمريكايي است هميشه لوك به سمت خورشيد در حال حركت است و خورشيد نماد سرزمين اورشليم يا آخرالزمان است چون خورشيد هميشه راه سرزمين صهيون كه محل ظهور آخرين ناجي بشر است را نشان مي دهد. آري هاليوود با 1500 ستاره يهودي سينما و همچنين با مدد گرفتن از افرادي چون مايكل جكسون، مدونا، ديويد كاپرفيلد، فرانكي، جري لوئيس و يا موسيقي راك جوانان خام غربي و شرقي را مديون زحمات شبانه روزي قوم يهود ميكنند. آري اينگونه است تسخير دنيا به كمك يهوديان .
يهوديان از نيل تا فرات را نمي خواهند آنان همه دنيا را طلب مي كنند. آنان ملك سليمان را كه فرزند داوود نبي است مي خواهند تا زمينه را براي ظهور منجي سوم خود و آخرين منجي بشريت فراهم سازند. حال اين سوال پيش مي آيد كه يهوديان با ظهور منجي چه سودي مي كنند؟ در تورات آمده است كه: «شما (يهوديان) با ظهور منجي وارث زمين خواهيد شد .» آيا با وجود اين همه فيلم هاي جذاب واين تبليغات فراگير وعالم گير ما قادر خواهيم بود كه منجي واقعي خود را كه عالم منتظر ظهور اوست به جهانيان بشناسانيم؟
ايران اكنون جزو تنها كشورهايي است كه بر ضد تبليغات يهوديان كار مي كنند و همين باعث شده كه يهوديان كه اربابان آمريكايي ها هستند تمام دنيا را در مقام موضع گيري عليه ما قرار دهند. بياييد من وشما هم با تبليغات به شيوه اسلامي دنيا را براي ظهور يگانه منجي عالم هستي، حضرت بقيه الله (عج) آماده كنيم .
امام خميني (ره): «ما مسلمانان خار چشم صهيونيسم هستيم و از اين خوشبختي كه خدا به ما عطا فرموده است خوشحاليم .»

"جاوید"

نوشته شده توسط همسفران نور در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387

لينك مطلب

بررسى مفهوم واژه‌هاى اساسى تحقيق

1- بسيجي

“بسيجي” از جمله واژه‌هايى است که به لطف انفاس قدسى امام تنها در لغتنامه و دايره‌المعارف انقلاب اسلامى يافت مى‌شود. “بسيجي” فرد عاشق سراز پا نشناخته‌اى است که لحظه لحظه زندگى خويش را وقف اسلام و قرآن و ولايت و انقلاب اسلامى کرده است. او مطيع اوامر “ولى فقيه” زمان است؛ بر دشمن مى‌تازد و امان از او مى‌برد؛‌”پارساي” شب است و “شير” روز؛ هدف غايى بسياروالاى بسيجى او را در جايگاهى بس مقدس قرار داده است. يک چريک يا يک پارتيزان براى جنگ خود عليه دشمن هدف عالى دارد. او مى‌جنگد تا کشور و مردمش را از تجاوز دشمن و از يوغ استعمارگر نجات دهد. اين به نوبه خود هدفى عالى است؛ اما در اين راه چيز ديگرى نيست. آخرش همين است و بس. اما بسيجى مى‌جنگد چون به‌واسطه ولى فقيه زمان خودمطيع اوامر الهى است؛ يعنى مى‌جنگد چون دستور خداوند، جهاد است و صلح مى‌کند چون اراده خدا بر آن قرار دارد. اين است که به بسيجى روح و نشاط مى‌دهد و او را تا رديف اولياى الهى ارتقا مى‌بخشد. همين درجه از عبوديت و بندگى است که آن يار سفر کرده را به وجد مى‌آورد تا آنجا که بسيجى را فرزند خود مى‌خواند و با آن درجه از خلوصى که در وجود مبارکش سراغ داريم، برانگيخته شدن در روز محشر را با فرزندان بسيجى‌اش از خدا مى‌خواهد. بدين ترتيب معلوم مى‌شود که بسيجى مفهومى کلى‌تر از رزمنده است چرا که مراتب بندگى فقط در جنگ نيست که تبلور مى‌يابد بلکه در تمام شئون زندگى بشرى عينيت دارد. بسيجى کسى است که در هيچ يک از دسته‌بندى‌هاى مادى و متعارف قرار نمى‌گيرد. نه متعلق به حزب است و نه متعلق به زمان، مکان،‌طايفه، صنف بخصوصى و نه هر دسته‌بندى ديگر. زيرا بسيجى يار امام است و بسيجى عبد خداست وانسانى از تبار ابراهيم (عليه‌السلام) که اسماعيل‌وار، مصمم وعاشقانه به مسلخ عشق مى‌رود؛ راه حق مى‌جويد و سالک هميشه کوى دوست است.

2- تفکر بسيجى و ويژگى‌هاى آن

اين واژه مقدس که اولين بار از پرتو کلام نورانى امام راحل تجلى يافت به يک معنا همان انديشه واعتقادى است که شريف‌ترين فرزندان امام آن را آگاهانه برگزيدند و تمام فکر و خلق و خوى و عمل خود را با آن ميزان، تنظيم کردند تا آنجا که انسان‌هاى ديگرى شدند با رايحه‌اى ولايى و صبغه‌اى الهى و جلوه‌اى قرآنى و به معناى ديگر تفکر بسيجى به تمام و کمال، همان انديشه و اعتقاد کامل به اسلام ناب محمدى (صلى‌الله عليه و آله) است يعنى بى‌اسلام ناب، بسيجى نتوان شد و بى‌تفکر بسيجي، اسلام، اسلام محمدى نخواهد بود. بنابراين تفکر بسيجي، تعبيرى بديع از مکتب اسلام و آئين الهى تشيع است. اين تفکر ويژگى‌هايى دارد که همان شاخصه‌هاى اسلام ناب محمدي(صلى‌الله عليه و آله) و شاخصه‌هاى اسلام علوى و اسلام زهرايى و اسلام عاشورايى حسينى و زينبى است.
امام خميني(سلام‌الله عليه)احياگر اسلام ناب محمدى (صلى‌الله عليه وآله) و پايه‌گذار و معلم مکتب “تفکر بسيجي”‌در عصر ما بزرگترين تفسير را از بسيج و تفکر بسيجي، ارائه مى‌فرمايد:‌”من... از خدا مى‌خواهم که با بسيجيانم محشور گرداند، چرا که در دنيا افتخارم اين است که خود بسيجى‌ام”.
با اين تعبير امام راحل هم بسيجى و تفکر بسيجى را تا اعلا درجه ستود زيرا به بسيجى بودن افتخار کرد و هم به رهروان آموخت که تفکر بسيجى چيست و اسوه بسيجى کيست.
از برکات نهضت عظيم و مقدس اسلامى به رهبرى حضرت امام راحل حضور هرچند کوتاه مدت ولى موثر و همه جانبه تفکر امام راحل در همه صحنه‌هاى حيات امت اسلامى بويژه در مهمترين حادثه انقلاب اسلامى يعنى دفاع مقدس بود.
اين حضور که از پشتوانه گرانبها از عالى‌ترين درجات ايمان و عمل صالح برخوردار بود در کوتاه‌ترين مدت منشاء چنان تحولات شگرفى در ميان رهروان شد که حتى گاهى راه باور را بر همرهان دشوار مى‌کرد و رنگ و بوى افسانه به خود مى‌گرفت، اما عاقبت دشمنان هم دريافتند که تفکر بسيجى آن‌گونه که امام راحل پايه‌گذارى کرد، کيميايى است که حتى افسانه‌ها را در وادى واقعيت به مبارزه مى‌طلبد.
تفکر بسيجى آن چنان حقانيت اصحاب کربلا را به نمايش گذاشت که ديگر هيچ منکرى نتواند شائبه مبالغه در داستان فداکاران کربلا را به دل راه دهد.
تفکر بسيجى با اوصاف اعجاب‌آورش چيزى نيست جز برنامه بى‌نظير توحيد وعدالتخواهى وشاخصه‌هاى آن چنين است:
1- پيوند و بيعت با ولايت:‌از محمد(صلى‌الله عليه وآله) و علي(عليه‌السلام) تا مهدي(عج) و در زمان غيبت با ولايت فقيه.
2- ايمان و اخلاص:‌تفکر بسيجى بيش از هر چيز بر ايمان خالص و محض به غيب مبتنى است؛ ايمان به الله با همه اسما و اوصاف جمال و جلالش بدون ذره‌اى ترديد يا شرک.
3- حريت در عبوديت: در اين مکتب، بندگى نه از روى طمع و نه از روى خوف بلکه از روى آزادگى و عشق به معبود است؛ همان‌گونه که اميرمومنان(ع) در وصف خويش بيان فرمود لذا بسيجى بنده رب است نه بنده زر و زور؛ چه او شرافتمندتر از اين است که غير از اين باشد.
4- اطاعت آگاهانه: از آنجا که بسيج در اصل خود تبلور آيه شريفه “اطيعواالله و اطيعواالرسول و اولى الامر منکم” (نساء 59) است، بدون ترديد اطاعت و فرمانبردارى آگاهانه در تفکر بسيجى جايگاه منحصر به فردى را به خود اختصاص مى‌دهد زيرا در تفکر بسيجى عنايت نهايى براى انسان، کسب رضايت معبود است و چنين غايتى جز با فرمانبردارى مطلق از اوامر الهى که همانا عمل به تکليف معين شده از سوى امام و ولى فقيه در زمان غيبت است، حاصل نمى‌شود.
اطاعت از فرماندهى از بديهى‌ترين ويژگى‌ها و آشناترين شاخصه‌هاى رزمندگان است که يک روز نداى هل من ناصر حسين زمانه را با ترک مال و منال و جاه و مقام و درس و مدرسه پاسخ دادند و روز ديگر جام زهر پذيرش قطعنامه را به امر فرمانده عزيزشان بر خويش گوارا کردند و سپس بلافاصله براى خرد کردن دندان تهاجم خائنان منافق و صدام پليد “مرصاد” را آفريدند و ثابت کردند آن کس که بسيجى است چون موم در دست فرمانده بحق خود نرم و انعطاف‌پذير است و انعطاف‌پذيرى در برابر فرمان حق، خصلت خاص همه صاحبان تفکر بسيجى است.
5- عدالتخواهي: از مهمترين ويژگى‌هاى تفکر بسيجى عدالتخواهى همه جانبه است در همه ابعاد اجتماعي، حقوقي، اقتصادي، سياسى و اخلاقي.
بسيجى تفسير عدالت علي(عليه السلام) است که به قيمت تمام جهان حاضر نيست به قدر گرفتن پوست جويى از دهان مورچه‌اى به کسى ستم کند اگرچه آن کس دشمن او باشد.
بسيجيان به حکم “کونوا قوامين لله شهداء بالقسط...”‌(مائده، 8) قائمان به قسط هستند و بدکارى هيچ قومى آنها را به ستمکارى نمى‌کشاند. خوددارى رزمندگان ما از مقابله به مثل با جنايات صدام عليه مردم از همين تعهد ناشى مى‌شد.
6- ظلم‌ستيزي: بسيجى مصداق فرياد عادل‌ترين مظلوم و مظلوم‌ترين عادل خلقت يعنى فرياد “کونوا للظالم خصما و للمظلوم عونا” اميرمومنان (عليه‌السلام) است. بسيجى فرمانبردار امامى است که فرمود:‌”ما تا آخر در کنار مظلومان جهان مى‌ايستيم و با ظالم مى‌جنگيم” يعنى ما تا فناى فتنه در جهان مجاهده مى‌کنيم (انفال، 39) و در ميدان مبارزه با ظلم، لبه تيز شمشير خود را متوجه ريشه همه مظاهر فرهنگي، حقوقي، اقتصادي، سياسى و اجتماعى ستمگران مى‌کنيم و تا قطع تمامى آن ريشه‌هاى متعفن از پا نخواهيم نشست.
7- شهادت‌طلبى عاشقانه: اشتياق غرقه شدن در خون خود همواره بزرگترين آرزوى اولياى الهى بوده است و “فزت و رب الکعبه” زبان حال همه عاشورائيانى است که يک عمر استغاثه براى توفيق شهادت در راه خدا را پيشه خود مى‌ساختند و در انتظار آن بيتابانه لحظه‌شمارى مى‌کرده‌اند.
داستان پيشى گرفتن اصحاب امام حسين(عليه‌السلام) در ميدان کربلا و رزمندگان ما در ايام دفاع مقدس علاوه بر اثبات اين حقيقت شگرف، گوياى اوج ازخودگذشتگى و کمالى است که از آشکارترين ويژگى‌هاى تفکر بسيجى است.
8- ايثارگرى کريمانه:‌هرچند ايمان خالص به غيب، اين باور را که انسان هرچه را در اين دنياى مادى در راه خداوند از دست بدهد در واقع حقيقت آن را در اعلا مرتبه‌اش به دست آورده است، در تفکر بسيجى ايثارگرى معناى گسترده‌ترى دارد و آن از خودگذشتگى است به تمام معنا. همه چيز براى رضاى خداوند در طبق اخلاص گذاشته مى‌شود.
چنين تفکرى انسان را تا آن اندازه متعالى مى‌کند که حاضر مى‌شود در گمنام‌ترين وضعيت دنيوى در اوج بى‌توقعى و وارستگى از همه چيز خود بگذرد و چون حسين(عليه‌السلام) با زمزمه “رضا برضاک”‌پاى در ميدانى مى‌گذارد که در نظر خلايق چيزى جز دام بلا و مصائب نيست.
9- زهد و قناعت: پس از روشن شدن ارتباط عميق ايثارگرى با تفکر بسيجى ديگر نمى‌توان آن را منهاى زهد و قناعت تصور کرد زيرا اساس اين تفکر بر چيزى است که حتى سايه رفاه‌طلبي، راحت‌طلبي، شکمبارگي، اسراف، تبذير، تجمل‌پرستى و دنيادوستى در قاموس آن راه ندارد.
تفکر بسيجى اين است که کوله بار زهدى على‌وار، توشه‌اى از ساده‌ترين طعام‌ها و سرپناهى از بى‌تجمل‌ترين بناها و پوشاکى از مردمى‌ترين پوشش‌ها را به همراه دارد.
بسيجى هنوز تصوير خانه گلى على (عليه السلام) و اتاق کوچک امام خميني(ره) و حسينيه بى‌تجمل جماران را بر لوح دل خويش دارد و مى‌داند که تفکر بسيجى يعنى عزم راسخ مبارزه و اين عزم همان‌طور که امام بسيجيان فرمودند با رفاه طلبى و راحت‌طلبى هرگز سرسازش ندارد.
10- تواضع و صميميت: اصولا آنچه بوى تکبر و خودبينى مى‌دهد هزاران سال از فرهنگ متعالى بسيج و تفکر بسيجى فاصله دارد زيرا بسيجى پيش از هر چيز همه سدهاى منيت و خودبينى را در هم شکسته است او در ميان اسماى الهى محو و در ميان بندگان خدا ناشناس است. او علو و مرتبت را از آن خدا مى‌بيند و اسوه‌اى دارد که هرگاه تازه واردى بر جمع او و يارانش وارد مى‌شد، نمى‌توانست بدون راهنمايى ياران ديگر او را از ديگران بازشناسد (سنن النبى علامه طباطبايي) او سردار رشيدى چون مالک‌اشتر داشته است که از شدت تواضع،جاهلان بر او جسارت مى‌کردند و او با کرامت آنان را دعا مى‌کرد.
او امامى دارد که وقتى استقبال‌کنندگان لجام اسب او را ‌کشيدند و در رکاب او ‌دويدند به خشم آمد و بر آنان خروشيد که اين رسم نه شايسته اميرمومنان است که خودمشى اهل ايمان را مشى تواضع مى‌داند.
او امامى دارد که دعوت فقرا را به صرف غذايى از آب استخوان پخته مى‌پزد و پيامبرى دارد که چون بردگان، متواضعانه مشى مى‌کند و همچون آنان طعام صرف مى‌کند و همچون آنان جلوس مى‌کند در حالى که عزيزترين و شريف‌ترين است نزد خداى (نهج‌البلاغه، خطبه 159، فراز 22.) خود او آنگاه که در کنار زيردستان خود بر پشت وانت سوار مى‌شود و ديگران را بر جاى بهتر مى‌نشاند مى‌خواهد بگويد که من پرچمدار تفکر بسيجى‌ام؛ تفکر آن پيامبرى که در زمان رواج رفتارهاى اشرافگرانه و استکبارى سفيانيان در اوج عزت و اقتدار بر استر يا چارپايى بدون زين و پالان سفر مى‌کرد(سنن النبى علامه‌طباطبايي.) بر بوريايى مى‌آرميد و پياده مسافتهاى طولانى کوچه‌هاى مدينه را طى مى‌کرد و همه اينها در حالى بود که حتى جبرئيل شايسته همراهى او تا “قاب قوسين اوادني” (النجم، 9) نبود. نداى “ولاتمش فى الارض مرحا انک لن تخرق الارض و لن تبلغ الجبال طولا” (اسرا، 37) آويزه گوش اوست تا مجمع ياران و اهل ايمان را مقرون صفا و صميميت کند و بوستان دين را بارورتر سازد.
11- شجاعت و دلاوري:‌حرکت شجاعانه پيامبراکرم(صلى الله عليه و آله) در صفوف مقدم نبرد با دشمنان، مبارزه يک تنه حضرت امير(عليه السلام) با قوى‌ترين پهلوان عصر خويش آنجا که يک ضربت او بر همه عبادات جن و انس برترى يافت و ايستادگى شجاعانه مظلومان کربلا در برابر سپاه بى‌شمار قساوت‌پيشگان يزيدى همه و همه برگ‌هاى زرينى از پرونده درخشان شجاعت‌هاى اعجاب‌انگيز تربيت‌شدگان مکتب اسلام ناب يعنى تفکر بسيجى است. نبرد تن با تانک، نبرد نوجوانان دريادل بسيجى با رزمديده‌ترين فرماندهان دشمن و نبرد پابرهنگان جانباخته با ميدان‌هاى بى‌ترحم مين و انفجار، پيشروى به قلب دشمن زيرباران آتش دشمن و بالاخره نبرد بدن با فولاد و آتش، جملگى آثار انکارناشدنى تحولى هستند که تفکر بسيجى در همه معيارهاى محاسباتى انسان مومن پديد آورد.
سرگذشت فرماندهان شهيد که به‌مانند ستارگان درخشانى آسمان مصفاى انقلاب اسلامى را منور کرده‌اند، گواهان صادق اين حقيقتند که تفکر بسيجى محرک مقدسى است که همواره بهترين‌ها را مشتاقانه به سوى سهمگين‌ترين ميدان‌هاى مبارزه و نبرد سوق مى‌دهد. شهيدان گرانقدرى نظيرچمران، خرازي، حاج همت، باقري، باکرى‌ها، ميثمي، چراغي، کريمي، بروجردي، شفيع‌زاده، زين‌الدين و... الواح زرين دفتر عشق و شهادت و مکتب تفکر بسيجى هستند.
12- صلابت و کوبندگي: تفکر بسيجى آنگاه که دفاع از کيان اسلام و عزت مسلمين و حقوق مستضعفين در ميان باشد، صيقل‌دهنده شمشير عدالتجو و ظلم‌ستيز رزمندگان و استحکام‌بخش گام‌هاى استوار همراهان و ياران رسول‌الله خواهد بود. چه اينان در کنار رسول‌الله(صلى‌الله عليه و آله) اشداء على الکفار (فتح، 21) هستند و نامشان چون نام مولايشان لرزه بر اندام منحرفان و مفسدان مى‌اندازد.
اينان احياگر خاطره رشادت‌هاى اميرمومنان و فرمانده دلاورش مالک و فرزند شهيدش عباس علمدار هستند و اينان کسانى بودند که يک تکبير آنان شيرازه سپاه دشمن را از هم مى‌گسيخت و گروه گروه از آنان را ذليلانه به شکست و اسارت وا مى‌داشت.
اينان فرزندان خميني(رحمه‌الله عليه) بودند که چون ابراهيم با نداى تکبير بت‌هاى شرق و غرب را در هم کوبيدند و مستکبران را به عجز و ذلت کشاند.
13- ابتکار و خلاقيت:‌طراحى خندق در نبرداحزاب، آنگاه که جمعيت مومنان در محاصره سهمگين کفار و مشرکين قرار داشتند، نشان داد که عنايت الهى چگونه اذهان اهل ايمان را به نور خود پويا مى‌کند و البته اين امر بديهى است. او خود وعده فرمود:‌”ان تتقوا الله يجعل لکم فرقانا”. (انفال، 29) او که به اهل تقوا شناخت عالى از همه رموز خلقت مى‌دهد، طبيعى است که کشف رموز جهان مادى در چنين مکتبى براى اهل ايمان و تقوا بسيار پيش پا افتاده خواهد بود.
تفکر بسيجى ذهن را چنان صيقل مى‌دهد که پرده‌هاى غيب را کنار مى‌زند. حال چگونه در وادى روابط و حوادث مادى چيزى بر صاحب اين تفکر مى‌تواند پوشيده بماند. اقدامات شگفت‌آور امام بسيجيان در مقاطع مختلف انقلاب اسلامى و دفاع مقدس و نيز صدها نمونه استثنايى از ابتکارات رزمندگان اسلام در صحنه‌هاى دفاع مقدس، حقايقى است که نشانگر شکوفايى استعداد ابتکار و خلاقيت در مومنان است.
14- شاخصه‌هاى ديگرى نظير عزت نفس، گمنامى و دورى از شهرت طلبي، مديريت و تدبير شايسته، غيرت و جوانمردي، تعهد و وفاداري، صبر و پايداري، ترحم و نوع‌دوستى حتى با دشمنان، عبادت واستغاثه به درگاه خداوند، تکبر در برابر استکبار و ... نيز همگى درفرهنگ و تفکر بسيجى از درخشندگى خاصى برخوردارند که به جهت رعايت اختصار از بيان آنها پرهيز مى‌شود.

"معرفت"

نوشته شده توسط همسفران نور در یکشنبه بیستم مرداد 1387

لينك مطلب

شجاعت

در فرهنگ مبارزات سياسى حضرت امام واژه ترس وجود ندارد در دوران قيام عليه طاغوت و رويارويى با امريكا و رهبرى هشت سال دفاع مقدس با شجاعت و دليرى وارد مبارزه شد .او ترس را ترساند كه به دل هاى اولياى الهى راه نيابد - او هرگز نترسيد و نترساند. هنگامى كه وزير دفاع امريكا علنا تهديد كرده بود كه امريكا دراين جنگ هر زمانى كه صلاح بداند از دوستان عرب خود پشتيبانى خواهد كرد،حضرت امام(ره) در پاسخ به اين گونه تهديدهاى نظامى دشمنان فرمود: هر يك از اين ها (حاميان رژيم عراق) بخواهند تعدى بكنند، ما تا آخرين نفرمان
مى ايستيم مقابلش. هنگامى كه امريكا ناوى هاى جنگى خود را براى حمايت از رژيم عراق به سوى منطقه خليج فارس گسيل مى داشت، مسوولان مملكتى در اين باره با حضرت امام گفت وگو كردند و نظر ايشان را جويا شدند. امام با شجاعت تمام فرمود: اگر من بودم، با ورود اولين ناو امريكايى به خليج فارس، آن را هدف قرار مى دادم.

طمانينه

محبت و صميميت امام(ره) با رزمندگان

همان گونه كه رزمندگان اسلام ،خداجويان جبهه هاى نبرد ،به ساحت مقدس شخصيت معنوى رهبرشان عشق مى ورزيدند، امام عاشقان نيز علاقه و محبتى خاص نسبت به فرزندان معنوى خويش اظهار مى كردند. و در حقيقت ارادت و علاقه بين مريد و مراد يك پيوند دو جانبه بود، جلوه هاى الفت و صميميت و محبت امام(ره) نسبت به رزمندگان در گفتار و كردارش به طور كامل نمايان بود.
جملاتى همانند: اينجانب دست يكايك شما را مى فشارم، من بين خود و شما فاصله اى نمى بينم، گوياى عمق و ارادت و محبت قلبى امام به دلاوران دفاع مقدس بود. بى پيرايگى رفتار امام(ره) در جمع فرماندهان و رزمندگان جبهه ها و برداشتن مانع هاى احترامات رسمى و رايج ميان يك رهبر و فرمانده عالى جنگ با نيروهاى تحت امر در ملاقات هاى خصوصى تصويرگر گوشه اى از محبت و صميميت قلبى امام(ره) به رزمندگان بود و صحنه هاى ديدارهاى خصوصى امام(ره) با رزمندگان مشحون از صحنه هاى دلپذير و ارتباط عاطفى و محبت و صميميت است.

 

نيرنگ شناسى

دشمن در موقعيت و زمان هاى مختلف حيله هاى متفاوت و گوناگونى را به كار مى بست و با بهره گيرى از شيوه هاى جنگ روانى تلاش مى كرد تا انگيزه هاى اسلامى را در رزمندگان از بين ببرد و اراده آنان را در دفاع مقدس از ميهن اسلامى سست نمايد. مظلوم نمايى و تظاهر به مسلمان بودن از جمله اقداماتى بود كه براى فريب ملت سلحشور ايران از سوى رژيم بعث صورت مى گرفت، اما هوشيارى و زيركى منحصر به فرد حضرت امام(ره) با موضع گيرى هاى دقيق و سنجيده خويش تمام اين توطئه هاى فريبنده دشمن را خنثى نمود. از اين رو حاميان رژيم بعث عراق و سياستگزاران استكبار جهانى براى پيش گيرى از پيروزى هاى مداوم ظفرمندان جبهه هاى نبرد كه از شكست حصر آبادان تا فتح بستان و نبرد چزابه تا عمليات مهم فتح المبين و نيز فتح معجزه آساى خرمشهر ضربات كوبنده خود را بر پيكر رژيم بعث وارد آورده بودند. دشمنان حيله اى جديد انديشيدند تا افكار مجامع بين المللى و رسانه هاى خبرى و ملت و كشورهاى اسلامى و به خصوص رزمندگان دلاور اسلامى را از جبهه هاى جنگ ايران و عراق به نقطه اى ديگر معطوف كنند. اين توطئه بزرگ، طرح ريزى و تهاجم وحشيانه و غافلگيرانه اسرائيل غاصب به كشور لبنان بود و مى رفت كه اين حيله كارساز شود، اما با موضع گيرى هوشيارانه و صريح حضرت امام(ره) درباره چگونگى پشتيبانى رزمندگان از مردم بى پناه لبنان و فلسطين، اين توطئه را نيز خنثى كرد.
حضرت امام(ره) فرمود: ما راهمان اين است كه بايد از راه شكست عراق دنبال لبنان برويم نه مستقلا.

"معرفت"

نوشته شده توسط همسفران نور در یکشنبه بیستم مرداد 1387

لينك مطلب

من کجا و تو کجا که شنیده ام قطره ی خونت با همین    خاک های شلمچه یا طلائیه ، یا شاید با آب های اروند همراه شد ، تا من را که بعد از سالها به زیارت تو کشانده ، هشدار دهد و کسی از درونم فریاد بزند که :

های ! می دانی فاصله خونی که در رگ توست با آن    قطره های خون در چیست؟

من کجا و تو کجا که شنیده ام چقدر راحت چشمت را به روی زرق و برق چراغ های شهر بستی! چراغ های چشمک زنی که مردمش را از نگاه به آسمان باز می داشت و تو اما به دنبال ستاره ها بودی و همین شد که خودت هم یکی از ستاره های آسمان شدی.

من کجاو تو کجا که شاید در یک لحظه ی ملکوتی ، به قشنگی تمامی عمر آدم ها ، کوله بار گناهت را زمین گذاشتی و قنوت گرفتی ، سجده کردی . سجده شکر یا توبه نمی دانم ، هر چه بود در یک لحظه عهد بستی و تمام شد و همه چیز از همین یک لحظه شروع می شود ، لحظه هایی که شاید یک چشم بر هم زدن بیشتر طول نکشد ، اما چشمه ای در قلب آدم ها می جوشانند که سعادت عمری را رقم می زند ، لحظه ای که میثاق می بندی همان باشی  که او  می خواهد.

وقتی بر آن خاکی که روی آن افتاده بودی قدم می زدم ، با تو پیمان بستم ، کوله بار گناهم را همان جا روی زمین بگذارم و همان میثاقی را ببندم که تو با خدا بستی. هنوز کلام پیر جماران را از یاد نبرده ام که فرمود: جنگ تمام نشده است ، جنگ ما جنگ حق علیه باطل است و تا پایان تاریخ ادامه خواهد داشت و من هر روز در کشاکش زندگی معنای این کلامش را در می یابم ، در جنگی که هنوز تمام نشده است با مسئولیتی شاید هزاران بار سنگینتر ، گاهی که بار سنگین این مسئولیت را بر دوشم احساس می کنم دلم برای آسمان تنگ می شود.

و تو می دانی که در این زرق و برق شهرها پیمودن راه آسمان چقدر سخت است

همراهیم کن

... تا شاید من هم به آسمانی ها بپیوندم.

... تا شاید من هم یکی از آنهایی باشم که امام عصر (عج) برای خودش انتخاب می کند.

... تا شاید من هم مثل تو پرواز کنم.

"معرفت"

نوشته شده توسط همسفران نور در یکشنبه بیستم مرداد 1387

لينك مطلب

باز دلم هواي صحبت با تو دارد

با تو كه راه حق را پيمودي و از ما خاكيان جدا و به افلاكيان پيوستي

به راستي چقدر زيبا نام مادرت زهراي اطهر (س) را درك كردي

كه از خدا خواستي كه گمنام بماني تا

سيده زنان عالم به جاي مادرت زائر مزار غريبت باشد

اي شهيد گمنام!

من و تو در گمنامي شريكيم

تو پلاكت را گم كردي و من هويتم را

تو پلاكت را گم كردي و من خدا را

تو پلاكت را گم كردي و من همه چيزم را

چه سعادتي نصيبت شد

كاش بودي...

نه! همان بهتر كه نيستي

همان بهتر كه نيستي و اين همه ظلم و جفا را نمي بيني

همان بهتر كه نيستي و اين همه فساد را به تماشا نمي نشيني

دوست من!

اينجا حجاب معنا ندارد

خيلي از دختران زميني فقط دم از زهرا (س) مي زنند

خيلي از مردان ما از غيرت عباس (س) مي گويند ولي بويي از غيرت نبرده اند

آري ما هويتمان را گم كرده ايم

ما گمنام ترين گمنام عالم امكانيم

پس اي شهيد

برايمان حمدي بخوان كه تو زنده اي و ما مُرده

"جاوید"

نوشته شده توسط همسفران نور در یکشنبه بیستم مرداد 1387

لينك مطلب

بررسي حوادث نيمه اول سال 1367 در رابطه با جنگ ايران وعراق به خوبي نشان مي‌دهد كه از نظر نظامي، دشمن با حمايت‌هاي مستقيم و غيرمستقيم وهمه جانبه، توان قابل ملاحظه‌اي يافته و در مقابل محاصره اقتصادي ونظامي موجب كاهش نسبي توان نظامي ايران گرديد.

به گزارش سرويس «فرهنگ و حماسه» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در چنين شرايطي با دخالت آمريكا در جنگ و سرنگوني هواپيماي مسافربري ايراني در اوايل تيرماه سال 67 تهاجم دشمن آغاز شد و در كمتر از سه ماه تمام مناطق تصرف شده توسط ايران را باز پس گرفت. فعل وانفعالات نظامي نهايتا موجب اقدام شجاعانه و تدبير حكيمانه رهبر انقلاب اسلامي امام خميني (ره) مبني بر پذيرش قعطنامه گرديد.

دشمن كه احساس مي‌كرد مواضع نظامي ايران در حالت ضعف قرار دارد،بعد از پذيرش قطعنامه اقدام به دو حمله سراسري در منطقه عملياتي جنوب وغرب كشور نمود. در جنوب مجددا تا دروازه اهواز پيشروي كرد اما حضور رئيس‌جمهور وقت (مقام معظم رهبري) در اهواز واعلان باقي ماندن در منطقه تا عقب راندن دشمن باعث شد تا نه تنها سيل نيروهاي مردمي به سوي جبهه سرازير شود، بلكه نيروهاي نظامي نيز سريع خود را بازسازي نموده و با حمله به دشمن بيش از 300 دستگاه تانك و نفربر را منهدم نموده و يا غنيمت گرفته و صدها نفر از دشمن را به اسارات درآورده و آنها رامجبور به عقب‌نشيني تا خطوط مرزي نمودند.

در منطقه غرب نيز دشمن قصد پيشروري داشت كه با تعبير تاكتيك عقب‌نشيني و نيروهاي آماده منافقين را به طرف ايران گسيل نمود و با پروازهاي بالگردها و هواپيماهاي نظامي پشتيباني مستقيمي را از ستون نظامي منافقين انجام داد.

                                          منافقين و پيشروي براي فتح تهران

ستون نظامي منافقين بعد از عبور از مرز به سمت شهر اسلام‌آباد حركت نمود. در بين مسير مقاومت‌هاي موردي توسط نيروهاي پراكنده در منطقه صورت گرفت از جمله مقاومت در پادگان ابوذر و حماسه شهادت فرماندهان و سربازان پادگان.

ستون منافقين با درك ناصحيح از شرايط سياسي و اجتماعي داخلي ايران مغرور از پيشروي روي جاده بعد از گذشتن از اسلام آباد به طرف كرمانشاه حركت نمود تا به اصطلاح بعد از آزادي اين شهر بتواند راه پيشروي خود را به سوي تهران هموار نمايد. در چنين شرايطي مسوولان نظامي و سياسي كشور با تدبيري هوشمندانه توانستند عمليات غرور‌آفرين مرصاد را طراحي و با فرماندهي امير سرافراز ارتش جمهوري اسلامي ايران، سپهبد شهيد علي صياد شيرازي و با شركت يگانهاي ارتش و سپاه پاسداران اجرا نمايند.

                       مهمترين محورهاي عمليات مذكور به طور خلاصه به شرح زير است

1-توقف شدن دشمن در تنگه مرصاد با حضور يگانهاي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي وارتش جمهوري اسلامي ايران در منطقه عملياتي با توجه به اينكه منافقين به صورت ستون و متكي بر جاده در حال حركت بودند، ايجاد جبهه زميني را از روبرو بسيار مشكل مي‌نمود، لذا بعد از توقف منافقين، طراحي عمليات به طرف استفاده از برتري هوايي جهت پيدا كرد.

2- يورش بي‌امان،دلاورانه و پرتوان نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران با جنگنده‌هاي تيزپرواز به طرف ستون نظامي منافقين آغاز گرديد. سازمان رزم دشمن در همان حملات اوليه متلاشي و نفرات پياده سراسيمه به طرف جاده و كوههاي اطراف پناه بردند.

3- هواپيمايي نيروي زميني ارتش (هوانيروز قهرمان) با اجراي نقش اصلي خود در اين عمليات صحنه‌هايي از حماسه و ايثار را آفريد كه بارها در طول جنگ تكرار شده بود. با استفاده از جناحين و در طول جاده و ارتفاعات مناسب اطراف جاده بالگردها موضع گرفته و به طرف ستون بهم ريخته آتش گشودند و نفرات پياده را كه در كوهها متواري شده بودند تعقيب كرده و به هلاكت رسانده و يا به تسليم وا داشتند.

از نظر آماري اقدامات هوانيروز به شرح زير صورت گرفته است:‌

ساعت پرواز: 708 ساعت، حمل مجروحين 439 نفر

سورتي پرواز: 727 سورتي، حمل بار و تجهيزات 239 تن

حمل نفرات: 405 نفر، مهمات مصرفي 50 تن

اقدام هوانيروز در هلي‌برد تيپ 55 هوابرد، تيپ 45 تكاور و يگانهاي سپاه پاسداران در عقبه ستون زمينه را براي محاصره كامل منافقين فراهم آورد.

4- يورش و حمله يگانهاي مستقر در تنگه چهار زبر (مرصاد) به منافقين ودستگيري نفرات متواري دشمن

5- بستن عقبه دشمن و جلوگيري از فرار به طرف عراق توسط نيروهاي مردمي حاضر در منطقه و تيپ 55 هوابرد، تيپ 45 تكاور، تيپ 35 تكاور و يگانهايي از لشكر 81 زرهي. به اين ترتيب منافقين با دو راه كار روبرو بودند، يكي خودكشي و يكديگر را كشتن كه تعداد قابل توجهي به اين شكل خود را به هلاكت رساندند و ديگري تسليم شدن به نيروهاي اسلام كه تعداد قابل توجهي نيز به اسارت درآمدند.

6- جهت جلوگيري از فرار منافقين به طرف ايلام نيز، تعدادي از يگانهاي تيپ 45 از طريق زمين از منطقه ششو وارد منطقه درگيري شده و در فرودگاه اضطراري اسلام‌آباد موضع گرفتند و يگانهايي نيز با هلي‌برد در ارتفاعات قلاويزان پياده شده و مسيرهاي مورد نظر را تحت كنترل قرار دادند.

7- در اين عمليات كه آخرين عمليات جنگ 8 ساله محسوب مي‌شود علاوه بر يگانهاي نظامي از سپاه پاسداران و ارتش جمهوري اسلامي ايران نقش نيروهاي مردمي سازمان يافته و خودجوش بسيار مهم و سرنوشت ساز بوده است. حمايت روحي و رواني مردم و مسوولين كشور، پشتيباني سازماني و غيرسازماني در تدارك رزمندگان توسط پشتيباني منطقه يك نيروي زميني ارتش و گروه مخابرات 404 كرمانشاه نيز توانست نقش موثري را در متلاشي نمودن منافقين به عمل آورد.

8- سرانجام بعد از 5 روز درگيري آخرين گلوله‌هاي شليك شده در 8 سال دفاع مقدس بر سينه دشمن پر كينه نشست و برگ زرين و افتخار ارزشمند ديگري را براي نيروهاي مسلح و مردم اين سرزمين رقم زد تا دشمنان قسم خورده بدانند كه دفاع از كيان انقلاب اسلامي و مرزهاي مقدس جمهوري اسلامي در هر زمان و مكاني مقدور بوده و بيگانه و مزدور هيچ جاي پايي در ايران نداشته و نخواهند داشت.

برگرفته از خاطرات سرهنگ مجتبي جعفري

جاوید

نوشته شده توسط همسفران نور در یکشنبه بیستم مرداد 1387

لينك مطلب

 

سلطه جویى انسان مدرن در جهان طبیعت
«امروزه همه از خطر جنگ، انفجار جمعیت یا آلودگى هوا و آب سخن مى گویند، ولى معمولاً همان افرادى که این مشکلات را آشکارا تشخیص مى دهند، از ضرورت و توسعه بیشتر یا جنگ علیه بدبختى بشرى که از شرایط تحمیل شده به وسیله نفس وجود زمینى بشر ناشى شده سخن مى گویند. به سخن دیگر، آنان مایلند تا مسائل و مشکلات ناشى از برهم زدن توازن میان انسان و طبیعت را از راه فتح و سلطه بیشتر بر طبیعت حل کنند.» ( انسان و طبیعت ، سید حسین نصر ، مقدمه ) بدین ترتیب، خواه ناخواه در به هم زدن هرچه بیشتر توازن حیاتى طبیعت و درنتیجه، ایجاد بحران و فساد در عالم، نقش اساسى بازى مى کنند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط همسفران نور در شنبه نوزدهم مرداد 1387

لينك مطلب

بسم الله الرحمن الرحیم

Name: Al-Hussein (Pbuh), the third Innocent Shiite Imam
Title: Sayyid-ul Shohada (the Master of Martyrs)
Agnomen: Aba Abdellah
Father's name: 'Ali Amir al-Muminin (Pbuh), the first innocent Shiite Imam
Mother's name: Fatimah (SA), daughter of the Holy Prophet (SW)
Birth: In Medina on Thursday, 3rd Sha'ban 4 A.H.

His Nicknames & Surnames:

1-Qamar-e Banihashem (THE MOON OF BANIHASHEM’S PROGENY) This was his most famous nickname. The reason behind that was his good looking face which was resembled to the moon.

2-Saqqa’(THE ONE WHO BRINGS WATER)This is his another famous nickname. Since he was dealing with bringing water to Imam Hossain (Pbuh)’s camps and supplying Imam’s thirsty children with water, he was given this nickname.

3-Hamel -Ul –Lava’ (THE ONE WHO CARRIES THE FLAGS) This nick name was given to him because he was the one who carried the flag in Imam Hossain (Pbuh)’s troop.

4-Raees-e Askar al – Hossain (THE COMMANDER OF HOSSAIN’S TROOP) This nickname was given to him because he was the commander of Imam Hossain (Pbuh)’s troops.

 

 

Some of Imam Sajjad's (AS) Narrations (Ahadith)
 

إنَّ لِلعَبّاسِ عِندَاللهِ لَمَنزِلَهٌ يَغبِطُهُ بِها جَميعُ الشُّهَداءِ يَومَ القيِامَهِ

Imam Sajjad (A.S): "Abbas is granted by Allah a status  which would result in the envoy of the martyrs on the Day of Judgment." 

 

خَفِ اللهَِ تَعالي لِقُدرَتِهِ عَلَيكَ وَ اسْتَحيِ مِنهُ لِقُربِهِ مِنكَ

Imam Sajjad (A.S): "Think of the might of God the All Mighty over thee and be bashful for His closeness to thee." 

  

 

 هَلَكَ مَن لَيسَ لَهُ حَكيمٌ يُرشِدُهُ

 Imam Sajjad (A.S): "The one who is deprived of a wise guide to be guided by shall go stray."

 

 

مَن رَمَي النَّاسَ بِما فيهم، رَمَوهُ بِما لَيسَ فيه

Imam Sajjad (A.S): "He who attributes to people what is in their nature will be attributed to the ones which is not owned by him."

 

مرتضی فتح الهی

نوشته شده توسط همسفران نور در شنبه نوزدهم مرداد 1387

لينك مطلب

قرآن! من از تو شرمنده توام اگر از تو اواز مرگی  ساخته ام  که هر گاه در کوچه مان بلند میشود همه از هم میپرسند"چه کسی مرده است؟"

ایا به راستی ما میپنداریم خداوند تو را نازل کرده است تا هر وقت یکی از ما مرد تو را بر سر مزارش بخوانند؟ ایا به راستی چنین است که ما با تو رفتار میکنیم؟

قرآن من از تو شرمنده ام اگ تو را از یک نسخه عملی به یک افسانه موزه نشین مبدل کرده ام که زینت بخش کتابخانه و طاقچه خانه مان است.

یکی ذوق میکند که تو را بر روی دانه برنج نوشته ،یکی افتخار میکند که تو را تابلوی فرش کرده است، دیگری ذوق میکند که تو را با اب طلا نوشته است، و دیگری به خود می بالد که تو را در کوچکترین قطع ممکن منتشر کرده است...!ایا واقعا خداوند تو را بر  پیامبر نازل کرده تا ما تو را در موزه  قرار دهیم.

من از تو شرمنده ام که تو را میخوانند و می شنوند بدون انکه در معانی ایات تو که سرچشمه انسان سازی است تفکر کنند و بیندیشند که هدف از این ایات چیست؟

خوشا به حال کسانی که دلشان رحلی است برای تو« آ نانکه وقتی تو را تلاوت میکنند انچنان حظ میکنند که گویی هم اینک با ان اشنا شده اند و تا به حال کلامی به این شیرینی نشنیده اند».

انچه که ما با قران کرده ایم تنها بخشی از اسلام است که به صلیب جهالت کشیده شده است، پس بیایید از این پس یک مسلمان واقعی معتقد به قران باشیم.«آمین»

«موسی مهری»

نوشته شده توسط همسفران نور در جمعه هجدهم مرداد 1387

لينك مطلب

وصیت نامه شهید حسن زندی حاجی آبادی

تاریخ تولد : 1347

محل تولد : تهران

تاریخ شهادت : 5/5/1367

محل شهادت : شلمچه

بادرود و سلام خدمت یگانه ناجی بشریت حضرت مهدی عجل ا ... و با درود بر روح پرفتوح شهدا و با سلام خدمت امام امت شهید پرور ، سفارشی دارم :

                                  اول : تقوا ، تقوا ، تقوا را نصب العین قرار دهید .

                                  دوم : مواظب توطعه های ضد انقلاب و منافقین باشید .

                                  سوم : در خط امام حرکت کنید و رهنمودهای ایشان را اطاعت کنید .

                                  چهارم : صبر و مقاومت را در برابر مصائب و سختی ها پیشه کنید .

و اما پدر و مادرم : پدر و مادر عزیز و مهربانم از اینکه باعث آزار و اذیت شما شدم و از اینکه نتوانستم قدر زحمات شما را بدانم معذرت می خواهم اگر من شهید شدم کاری کنید که دشمن شاد نشود . مرا همچون امانتی بدانید که به صاحب اصلی اش برگردانده اید .

                     ما درره عشق نقص پیمان نکنیم                        گر جان طلبد دریغ از جان نکنیم

                     دنیا اگر از یزید لبریز شود                              ما پشت به سالار شهیدان نکینم

نقشه گر: واحدشهدا

نوشته شده توسط همسفران نور در پنجشنبه هفدهم مرداد 1387

لينك مطلب

پشت خاکریز

محل استقرار بهداری و درمانگاه لشکردر سمت راست ورودی پادگان نزدیک چادر فرماندهی بود . در چادر بودم که از بیرون چادر کسی مرا به اسم صداکرد ، بیرون که آمدم آقا مهدی را جلو چادر تدارکات بهداری دیدم . سر گونی نان را با دست گرفته بود و با دست دیگرش لای خورده نان ها را می گشت ، تا آخر قضیه را خواندم .

سلام کردم ، جواب سلامم را داد و تکه نانی را از گونی بیرون آورد و به من نشان داد و گفت :

_ برادر رحمان ! این نان را می شود خورد ؟!

_ بله آقا مهدی می شود .

دوباره دست در گونی کرد و تکه نان دیگری رااز  داخل گونی بیرون آورد .

_ این را چطور ؟ آیا این نان را هم می شود استفاده کرد ؟

من سرم را پایین انداختم . چه جوابی می توانستم بدهم ؟ آقا مهدی ادامه داد .

_ الله بنده سی ... پس چرا کفران نعمت می کنید ؟ ... آیا هیچ می دانید که این نان ها با چه مصیبتی از پشت جبهه به اینجا می رسد ؟ ... هیچ می دانید که هزینه رسیدن هر نان از پشت جبهه به اینجا لااقل ده تومان است ؟ چه جوابی دارید که به خدا بدهید...

بی آنکه سخن دیگری بگوید ، سرش را به زیر انداخت و از چادر تدارکات دور شد و مرابا وجدان بیدار شده ام تنها گذاشت !

                                                                                                               رحمان رحمان زاده

نقشه گر: واحد شهدا

نوشته شده توسط همسفران نور در پنجشنبه هفدهم مرداد 1387

لينك مطلب

تقدیم به محضر مبارک اقا امام زمان(عج):

گاهگاهی به نگاهی دل ما را دریاب                      جان به لب امده از درد خدا را دریاب

اگر از دولت وصل تو مرا نیست نصیب                      گاهگاهی به نگاهی دل ما را دریاب

به امیدی به سر کوی تو روی اوریم                         شهریارا به در خویش گدا را دریاب

دل ما را به شب هجر فروغی بفرست                     شبرو وادی اندوه و بلا را دریاب

سنگها میخورم از دست جنون دل خویش                من دیوانه انگشت نما را دریاب

به وفا داری تو شهره شهرم ای دوست                    ز وفا معتکف کوی وفا را دریاب 

سالها رفت که از جام محبت مستم                       من دردی کش صحبای بلا را دریاب

کاروان رفت و من از همسفران دورم دور                   من از غافله شوق جدا را دریاب

راه باریک ولی پر خطر و تارک است                         سببی ساز و در این مهلکه ما را دریاب

تا دلم بار غم عشق به منزل فکند                          شهسوارا! من افتاده زپا را در یاب

تا فغان دل غمدیده ما را شنوی                               نازنینا!سحری باد صبا را دریاب

دوش رویای لب نوش تو با من می گفت                   کای شهید غم من! اب بقا را دریاب

سوی پروانه نظر کن که دعا گوی تو باد                      گنه الوده خود را به مدارا دریاب

برگرفته از کتاب در محضر لاهوتیان

موسی مهری

نوشته شده توسط همسفران نور در دوشنبه هفتم مرداد 1387

لينك مطلب

سلام خسته نباشید خواهران گرامی ممنونم از مطالب خوبتون امید وارم همین طور ادامه بدهیدو مطالبتان را دروب بگذارید.در اخرادامه دهنده راه شهیدان باشیم

خانم عبدی وخانم بدر تشکر می کنم از مطالب قشنگتون

 

برای ظهور اقا امام زمان دعا کنید

 

 با تشکر :فاتحی

 

نوشته شده توسط همسفران نور در شنبه پنجم مرداد 1387

لينك مطلب

واژه ها و اصطلاحات سياسي
 
سوسیالیسم
ایدئولوژی است که فرد گرایی، مالکیت خصوصی، و درآمدهای خصوصی را رد کرده و از نظامی مبتنی بر اشتراکی بودن اقتصاد، مالکیت دولتی، مالکیت اجتماعی، یا مالکیت گروهی بر صنایع و توزیع کالا طرفداری می کند. نظریه های سوسیالیسم از این لحاظ که بعضی از آنها از ارزش های دموکراتیک پشتیبانی می کنند و بعضی دیگر اشکالی از حاکمیت مطلقه و دیکتاتوری را خواستار می شوند، با هم فرق دارند. سوسیالیسم همه نوع طرفدارانی داشته که از جمله عبارت بوده اند از: طرفداران آرمانشهر (یوتوپین ها)، گروه های مذهبی مسیحی، احزاب سیاسی، طرفداران دولت رفاه ملی، رهبران کشورهای در حال توسعه، کمونیست ها، آنارشیست ها، و بعضی از فرقه های بسته یا سری. اختلاف نظرهای عمده گروه های پایبند به سوسیالیسم در این است که وسایل رسیدن به قدرت و استقرار سوسیالیسم باید دولتی، سندیکالیستی (مبتنی بر اتحادیه های صنفی)، یا صرفا تعاونی باشد. سوسیالیست ها، از نظر راهبرد، در یکی از این دو دسته قرار می گیرند:
«سوسیالیست های دموکرات»، که کوشش می کنند با کسب قدرت از طریق دموکراتیک و تغییر نظام حاکم به شکل مسالمت آمیز و با استفاده از دستگاه دولتی به اهدافشان برسند؛ و «سوسیالیست های مارکسیست»، که معتقدند فقط از طریق مبارزه قهر آمیز و نابودی نهادهای دموکراتیک و سرمایه داری موجود می توانند به اهدافشان دست یابند.
در اروپای قرن نوزدهم، از طرف گروه های اصلاح طلب، احزاب سیاسی و روشنفکرانی که از رنج و عذاب توده ها که ناشی از نظام کارخانه ای برآمده از انقلاب صنعتی و بی عدالتی های اولیه نظام سرمایه داری بود رنج می بردند، نظریات سوسیالیستی گوناگونی عرضه شد. در قرن بییستم در برخی از کشورهای صنعتی پیشرفته و دموکراتیک نظیر سوئد، و بریتانیا، نظام های سوسیال دموکراتیک محدودی در شکل و قالب برنامه های وسیع رفاه عمومی دولتی، و مالکیت بر پاره ای از صنایع و خدمات اساسی تاسیس شد که این احزاب هنوز هم کما بیش به فعالیت خود ادامه می دهند. اما مهمتر از همه، اتحاد جماهیر شوروی و کشورهای کمونیست اروپای شرقی در دوران جنگ سرد بودند که خود را نظام های سوسیالیستی می دانستند که در حال انتقال به آخرین مرحله تکامل اجتماعی، یعنی کمونیسم ناب، هستند. علاوه بر این، رهبران بسیاری از کشورهای در حال توسعه نیز به اشکال مختلف همین خط سیر را دنبال کرده و حتی برخی از این کشورها هنوز هم در همین مسیر قرار دارند.
 
سیاست خارجی
راهبرد یا خط مشی مشخصی است که توسط تصمیم گیرندگان یک کشور در رابطه با سایر کشورها یا موجودیت های بین المللی طرح ریزی می شود و منظور از آن دستیابی به اهداف ویژه ای است که بر پایه منافع ملی تعریف و مشخص شده اند. سیاست خارجی ویژه ای که توسط یک دولت اجرا می شود، ممکن است حاصل ابتکار و عمل خود آن دولت باشد یا اینکه در عکس العمل به ابتکارها و اقدامات دولت های دیگر شکل بگیرد. سیاست خارجی عبارت از روند پویایی است که به وسیله آن تفسیر های نسبتاً ثابت از منافع ملی با عوامل و شرایط بسیار متغیر بین المللی منطبق می شود تا خط مشی یا مسیر حرکت مشخص و روشن شود و سپس کوشش ها و اقداماتی صورت گیرد تا خط مشی های سیاسی در روابط دیپلماتیک به اجرا درآید. مراحل مهم در روند سیاست خارجی عبارتند از: 1)شکل دادن به نظرات مربوط به منافع ملی و آنها را بصورت اهداف و مقاصد مشخص درآوردن؛ 2)تشخیص و تعیین عوامل مربوط به شرایط داخلی و بین المللی که بر اهداف سیاسی کشور تاثیر می گذارند؛ 3)تجزیه و تحلیل توانایی ها و استعدادهای کشور به منظور دستیابی به نتایج مطلوب؛ 4)طرح یک نقشه یا راهبرد به منظور استفاده از توانایی ها و امکانات کشور برای مقابله با عوامل متغیر موثر در تعقیب اهداف ملی؛ 5)دست زدن به اقدامات لازم برای کسب موفقیت؛ و 6) مرور و ارزیابی منظم پیشرفت هایی که در جهت دستیابی به نتایج مطلوب حاصل شده است. این روند به ندرت به طور منظم و منطقی و مرحله به مرحله دنبال می شود و غالباً چند مرحله از آن به طور همزمان طی می شود یا صورت عملی به خود می گیرد،  نکات اصلی یک سیاست ممکن است موقعی که شرایط تغییر کند یا موانعی پیش آید، مورد ارزیابی مجدد قرارگیرد. از آنجا که شرایط بین المللی مدام در حال تغییر و نوسان است، روند سیاسی یا سیاستگذاری نیز مقوله ای قابل انعطاف و دائمی است.
سیاست خارجی اگرچه نمی تواند کاملاً از سیاست داخلی جدا باشد ولی در روند تصمیمات اتخاذ شده توسط غالب کشورها نقش اصلی و عمده را پیدا کرده است. به طور کلی دولت های نیرومندتر و بزرگ تر، به نسبت دولت های کوچک و متوسط ، نیرو و منابع بسیار بیشتری را به اجرا و گسترش سیاست خارجی اختصاص می دهند. اگرچه غالباً اصطلاح «سیاست خارجی» به مفهوم کلی در مورد تمامی برنامه های خارجی انجام شده توسط یک دولت به کار برده می شود اما می تواند به طور دقیق تر برای توضیح یک وضعیت منفرد و مشخص، و اقدامات دولت برای انجام هدفی محدود و معین به کار برده شود. چنین اقداماتی اغلب در وزارت امورخارجه صورت می گیرد. ارزیابی فعالیت ها و عملیات مربوط به سیاست خارجی دشوار است، زیرا 1)مزایا و زیان های کوتاه مدت یک سیاست بایستی در رابطه با نتایج بلند مدت آن سنجیده شود؛ 2) سنجش تاثیر واقعی سیاست های خارجی بر سایر ملل دشوار است؛ 3) حاصل اغلب سیاست ها آمیزه ای است از موفقیت ها و ناکامی ها که جدا کردن آنها از یکدیگر مشکل است.
 
سی.بی. دبلیو (CBW) ، سلاح های شیمیایی بیولوژیک
سی.بی. دبلیو سلاح های کشتار جمعی هستند که در ساخت آنها از عوامل مسموم کننده یا «توکسین» ها استفاده می شود. به موجب پروتکل 1925 ژنو، استفاده از سلاح های شیمیایی و بیولوژیک در جنگ از نظر قانونی منع شده است. اما این قرارداد فقط استفاده از این سلاح ها را منع می کند، نه تولید و ذخیره سازی آنها را. طی دهه 1980 (1360 شمسی) از طرف کنفرانس سازمان ملل درباره خلع سلاح، که چهل کشور در آن شرکت داشتند، مذاکراتی در ژنو ترتیب داده شد تا منع کامل تمام سلاح های شیمیایی را تحقق بخشد. در سال 1351 (1972)، کنوانسیون سلاح های بیولوژیک به امضا رسید که به موجب آن تملک یا در اختیار داشتن سلاح های بیولوژِیک و سلاح های توکسینی که از سموم طبیعی مثل سم مار گرفته می شوند، ممنوع شده است. در حال حاضر بیش از یکصد کشور جهان، پروتکل ژنو و کنوانسیون سلاح های بیولوژیک را امضا کرده اند.
در سال 1366 (1987)، دولت ریگان، با تصویب کنگره، ساختن سلاح های شیمیایی دو عنصره جدیدی را آغاز نمود. سلاح های دو عنصره که از دو ماده شیمیایی ساخته شده اند، با سلاح های متعارف که حامل یک ماده شیمیایی آماده عمل هستند، فرق می کنند، زیرا شامل دو ماده شیمیایی با قدرت کمتر هستند که وقتی این سلاح در عملیات نظامی به کار برده می شود باهم ترکیب شده و تبدیل به یک عامل مرگبار می شوند. بنابراین، سلاحهای دو عنصره در عین حال که سلاح های کشتار جمعی هستند، از نظر ذخیره کردن و نگهداری ثبات و امنیت بیشتری نسبت به انواع متعارف دارند. در سال 1366 با اجازه کنگره، تولید این سلاح ها در قالب گلوله های توپ 155 میلی متری دو عنصره و همچنین اشکال دیگر در ایالات متحده آغاز شد. تا قبل از فروپاشی  اتحاد جماهیر شوروی، چندین توافق در زمینه های مرتبط میان این کشور و ایالات متحده به امضا رسید که با وجود رسمیت این توافق ها به فراموشی سپرده شده اند.
 
شرط اختیاری
شرط اختیاری، قاعده حقوقی ذکر شده در ماده 136 اساسنامه «دیوان داوری بین المللی» است مبنی بر این که کشورها می توانند از پیش موافقت کنند که «صلاحیت اجباری» دیوان را در موارد و شرایط مشخصی می پذیرند. اگر کشوری صلاحیت اجباری دیوان را بپذیرد یعنی با این مسئله موافقت کرده که تمام دعواها یا اختلافات حقوقی مربوط به تفسیر قراردادها، حقوق بین الملل، نقض تعهدات بین المللی، و میزان غرامت ها را به دیوان داوری ارجاع کند تا درباره آنها تصمیم گیری و رای داده شود.
هدف از شرط اختیاری، جبران ناتوانی دادگاه در اعمال صلاحیت بر کشورهای دارای حق حاکمیت است، چون اگر چنین شرطی وجود نداشت ممکن بود کشورها از مراجعه به دیوان خودداری کنند. بیش از پنجاه کشور صلاحیت اجباری را یا بدون قید و شرط و یا به این شرط پذیرفته اند که کشورهای دیگر نیز متقابلاً صلاحیت اجباری را در مورد انواع دعواهای مشابه بپذیرند. ناتوانی شرط اختیاری در دستیابی به یک نظام رضایتبخش و قابل قبول برای صلاحیت اجباری نشان می دهد که اکثر کشورها هنوز حاضر نیستند حل اختلافات مربوط به مسائل حیاتی را به این دیوان واگذار کنند.
 
شرط صلاحیت داخلی
شرط صلاحیت داخلی، محدودیتی است که ماده 2 منشور ملل متحد برای صلاحیت سازمان ملل به وجود آورده، چرا که تصریح می کند «این منشور چیزی نیست که به سازمان ملل اجازه دهد در مسائلی که اصولاً در صلاحیت هر دولت قرار دارند، مداخله کند.» اقدام جمعی برای حفظ صلح و امنیت جهانی، از این ماده محدود کننده مستثنی شده است، اما غیر از این هیچ تعریفی درباره این که چه چیز یک مسئله «بین المللی» (و بنابراین در خور رسیدگی سازمان ملل است) و چه چیز یک موضوع «داخلی» یا «ملی» است، به دست داده نشده است.
شرط صلاحیت داخلی بیش از آن که یک محدودیت حقوقی در مورد اختیارات سازمان ملل ایجاد کند، یک اصل سیاسی را اعلام می نماید. به هر حال این شرط بخشی از منشور است که به کرات تاکنون مورد استناد قرار گرفته است. در زمینه موضوعات مورد مناقشه و جدال برانگیز، اعضای مخالف با اقدام سازمان ملل معمولاًدفاع خود را با این ادعا آغاز می کنند که بررسی موضوع مورد اختلاف به وسیله این سازمان بین المللی یک دخالت بی جا و غیر مجاز در امور مربوط به حاکمیت آنها است. در بررسی و تحلیل نهایی، مسائل مربوط به صلاحیت داخلی به وسیله نهادهای سازمان ملل و از طریق موازین را ی گیری آنها تعیین می شوند. در موارد متعددی، در رسیدگی به مسائل مرتبط با استعمار و نقض حقوق بشر، و به ویژه در مورد رژیم صهیونیستی و اقدامات آن، سازمان ملل نتوانسته در زمینه برخورد با این رژیم غاصب اقدام موثری انجام دهد، چرا که حامیان این رژیم، از شرط صلاحیت داخلی برای ممانعت از اقدام جمعی استفاده می کنند.
 
سازمان مركزي اطلاعات (CIA)
سازمان مركزي اطلاعات (سيا)، سازمان اصلي ايالات متحده براي جمع آوري و ارزيابي اطلاعات  گردآوري شده توسط تمام واحدهاي اطلاعاتي اين كشور است. سيا، كه به موجب قانون امنيت ملي در سال 1947 تاسيس شد، در برابر شوراي امنيت ملي و شخص رئيس جمهور مسئول است.
اگرچه سيا از نظر قانوني عضو شوراي امنيت ملي آمريكا نيست، اما رئيس غير نظامي آن معمولاً معمولاً به دعوت رئيس جمهور در جلسات شوراي اين شورا شركت مي كند. سيا به خاطر انجام وظيفه اش به عنوان سازمان اصلي دريافت كننده و تفسير كننده اطلاعات، دست به گردآوري اطلاعات مي زند و حتي عمليات سري نيز انجام مي دهد.
سيا همچون ابزار اصلي دولت ايالات متحده براي هدايت عمليات مخفيانه و محرمانه در كشورهاي خارجي انجام وظيفه مي كند. عمليات ها و ارزيابي هاي سيا در زمينه اطلاعات و جاسوسي همواره در تصميم گيري خارجي توسط عالي ترين سطوح مديريتي آمريكا تاثير عمده دولتي و مهمي داشته است. البته افشاي وسعت رسوخ و رخنه محرمانه سيا در ديگر سازمان ها و برنامه ها هاي داخلي و خارجي و حتي ارتباطات و حريم خصوصي شهروندان آمريكايي و نيز اطلاات و تحليل هاي غلط اين مجموعه در ارتباط با برخي تحولات و كشورها در چند سال اخير بحث ها و مشاجرات زيادي را در زمينه قدرت، نحوه و كنترل ومحدوده اختيارات سيا برانگيخت و اعتبار و جايگاه آن را به شدت زير سئوال برده است.
 
سازمان وحدت آفريقا
"سازمان وحدت آفريقا"، يك سازمان منطقه اي است كه در سال 1963 (1342) براي ايجاد وحدت، استعمار زدايي، تشويق توسعه اقتصادي، و تامين امنيت كشورهاي آفريقايي تاسيس گرديد. سازمان وحدت آفريقا شامل بيش از پنجاه كشور است، يعني تقريباً همه كشورهاي آفريقايي در آن عضويت دارند. علاوه بر اين، برخي سازمان هاي آزاديبخش آفريقايي مثل كنگره ملي آفريقا، كنگره پان آفريكن، و جبهه پوليساريو نيز در آن حضور دارند. تشكيلات سازمان عبارت است از مجمع سران كشورها كه سالي  يك بار تشكيل مي شود، و دبيرخانه كه در مقر اصلي سازمان در شهر آديس آبابا قرار دارد.
اهداف والا و وسيع سازمان وحدت آفريقا عموماً از جانب اعضاي سازمان پذيرفته شده است، اما در عين حال اين تشكيلات، مجموعه گسترده اي است از دولت هاي حاكم با اظهارات رسمي مشترك و يكسان ولي با اعمال و رفتار ملموس و عيني اندك و متناقض. پايه هاي پان آفريقايي سازمان به علل رقابت هاي سياسي داخلي، اختلافات ايدئولوژيك، روابط بحث برانگيز با قدرت هاي بزرگ، توجه و علاقه مفرط به حفظ قدرت شخصي و اقتدار دولتي، به تدريج سست شده است. مفاد و مواد امنيتي تصريح شده در منشور اين سازمان اجرا نشده يا بسط نيافته، و تلاش هاي سازمان براي انجام برنامه هاي تعاون و همكاري به منظور كمك به رشد اقتصادي اعضا به علت فقدان سرمايه نيز به جايي نرسيده است. همچنين سازمان در مقابله با سوء تغذيه و قحطي هاي ناشي از نرخ بالاي زاد و ولد و خشكسالي هاي شديد و كنترل بيماري ايدز نيز موفق نبوده است. با اين حال در اين چارچوب، شالوده اي براي همكاري هاي گسترده تر پي ريزي شده است كه «بانك توسعه آفريقا» و طرح ايجاد يك بازار مشترك در قاره از آن جمله اند.
 
ستون پنجم
ستون پنجم، جنبش براندازي است كه هدف آن تضعيف كوشش هاي دفاعي يك دولت طي يك جنگ داخلي يا حمله يك كشور خارجي است. اصطلاح "ستون پنجم" طي جنگ داخلي اسپانيا پديدار شد، كه طي آن نيروهاي شورشي ژنرال "فرانسيسكو فرانكو" با چهار ستون نظامي به وفاداران جمهوري در مادريد حمله كرده و در ضمن مدعي بودند كه ستون پنجمي هم براي كمك به مقصود آنها در داخل شهر وجود دارد.
برخي از هواداران ستون پنجم ممكن است به دليل دلبستگي هاي ايدئولوژيكي، قومي، سياسي، يا مذهبي شان به دنباله روي از اهداف مورد ادعاي شورشيان يا نيروها خارجي،‌برانگيخته شوند. برخي ديگر نيز ممكن است صرفاً به دليل واقع گرايي معتقد به اين باشند كه در كنار نيروهايي ايستاده اند كه پيروزي شان در جنگ قطعي است. اقدامات گروه خائن "كويسلينگ" در نروژ به هنگام حمله نازي ها نمونه اي است كه نشان مي دهد ستون پنجم ممكن است با خرابكاري در مقاومت دولتي نقش موثر و قاطعي ايفا كند.
 
سرمايه
سرمايه، آن عامل توليد –همراه با زمين و نيروي كار – است كه برحسب پول و كالاهاي مولد (ابزار توليد و مواد خام) بيان مي شود. كاربرد سرمايه براي توسعه ظرفيت هاي توليد بستگي دارد به درآمدها، ميزان درآمدهاي پس انداز شده، و به اينكه چه مقدار از پس اندازها به صورت كالاهاي سرمايه اي، سرمايه گذاري شود. دولت هاي پيشرفته سرمايه داري، ايجاد سرمايه را از طريق بازارهاي مطمئن، نظام هاي وسيع بانكداري، و سياست هاي پولي و مالي دولتي مورد تشويق قرار مي دهند. دولت هاي داراي اقتصاد دولتي نيز در طرح ريزي هاي خود بخش بزرگي از درآمدملي را در جهت توسعه كالاهاي سرمايه اي صرف مي كنند. سرمايه، عناصر اساسي در معادلات اقتصادي يعني ساختمان ها، ماشين آلات، ابزارها، ملزومات، نيروها، و تسهيلات حمل و نقل را فراهم و تأمين مي كند.
انباشت سرمايه براي افزايش رشد اقتصادي كشورهاي پيشرفته، و براي توسعه اقتصادي كشورهاي در حال توسعه، ركن اصلي محسوب مي شود. اما سرمايه گذاري واقعي به اندازه بازار و ميزان تقاضاي كالاها بستگي دارد. نظريات و عملكردهاي اقتصاد مدرن تصريح مي كنند كه دولتها بايد در زماني كه ملت از كمبود سرمايه رنج مي برد يا زماني كه ركود اقتصادي جامعه را تهديد مي كند، تبديل پس اندازها به سرمايه گذاري را تشويق كنند. سرمايه گذاري خصوصي در كشورهاي توسعه نيافته در حد انتظار صورت نمي گيرد، چرا كه هم ساختارهاي اقتصادي قديمي و ناكارآمد و هم قوانين دست و پاگير اين كشورها مانع از جريان و پويايي سرمايه مي شود. در واقع به دليل فرصت هاي وسيعي كه در كشورهاي پيشرفته وجود دارد، اكثر سرمايه هاي خصوصي به سمت اين كشورها جريان مي يابد.
 
سرمايه داري (كاپيتاليسم)
تئوري و نظام اقتصادي مبتني بر اصول اقتصاد آزاد (لسه فر) را سرمايه داري مي گويند. تئوري سرمايه داري از مالكيت خصوصي بر دارايي و وسايل توليد؛ نظام رقابتي مبتني بر انگيزه سود؛ ابتكارات شخصي؛ عدم مداخله دولت در امور مالكيت، توليد، تجارت و اقتصاد بازار كه قانون عرضه و تقاضا تنظيم كننده آن است، حمايت مي كند. اين تئوري همچنين از فعاليت آزادانه كار و سرمايه و تجارت آزاد در بازارهاي داخلي و خارجي كه نتيجه اش تقسيم بين المللي كار و تخصص ملي است، جانبداري مي كند.
در اواخر قرن هيجدهم و در قرن نوزدهم ميلادي نظريه و عمل جديد سرمايه داري همراه با مفاهيم دموكراتيك ليبراليسم سياسي، رفته رفته جاي نظام مستقر مركانتيليسم و سلطنت مطلقه را گرفت. مركانتيليسم كه كنترل هاي دولتي سخت گيرانه اي بر فعاليت هاي اقتصادي و بازرگاني داخلي و خارجي اعمال مي كرد، تدريجاً جاي خود را به نظام معاملات شخصي و فعاليت هاي آزاد تجاري داد كه فرد و آزادي فردي در كانون توجه آن قرار داشت. رواج و رونق اقتصادي كه در پي اين امر پديد آمد به پيدايش انقلاب صنعتي كمك كرد. قرن بيستم شاهد برگ و بار دادن سرمايه داري يا كاپيتاليسم و همچنين تغيير صورت اساسي آن بود. برخي از صاحبنظران معتقدند كه در جهان كنوني به دليل جنگ اقتصادي و پيوستگي عميق شركت هاي صنعتي غول آسا به دولت ها و سلطه اين شركت ها بر امور اقتصادي، در برخي از كشورهاي دموكراتيك نيز طبيعت اصلي سرمايه داري كه عبارت است از آزادي كامل فعاليت هاي اقتصادي و تجاري، دچار دگرگوني ها و محدوديت هايي شده است. در حقيقت، اكنون كه سالها از تسلط اين نظام بر بسياري از جوامع مي گذرد، محدوديت ها در پيامدهاي منفي اين نظام به تدريج رخ نمايي مي كند كه جنگ ها و بلاياي ناشي از آن، تنها يكي از اين موارد به شمار مي روند.
 
سوبسيد (يارانه)
كمك مستقيم يا غير مستقيم دولت به افراد يا صنايع خصوصي، به منظور افزايش رونق و رفاه اقتصادي آنها را سوبسيد يا يارانه مي گويند. سوبسيد مستقيم ممكن است به صورت سهيم شدن دولت در احداث يك واحد صنعتي، كمك دولت به صادرات، يا خريد بخشي از توليدات با نرخ هاي تضمين شده توسط دولت انجام مي گيرد. سوبسيد غير مستقيم ممكن است به صورت حمايت از بازار داخلي به وسيله سهميه ها، تعرفه هاي گمركي يا ديگر وسايل محدود كننده واردات انجام پذيرد كه در نتيجه موجب كاهش رقابت خارجي و افزايش قيمت هاي محصولات و توليدات داخلي مي شود.
هر دولت براي دادن سوبسيد به بخش هايي از اقتصاد سياست هايي اتخاذ مي كند، سياست هایي كه از لحاظ مستقيم و غير مستقيم بودن، اندازه واهداف باهم تفاوت دارند. غالباً در نتيجه اعمال نفوذهاي سياسي،‌ صنايع خاصي از سوبسيد برخوردار مي شوند. گسترده ترين سوبسيدها عبارتند از سوبسيدهايي كه هدفشان تثبيت يك صنعت مهم داخلي و همچنين سوبسيدهايي است كه براي تشويق صادرات به منظور تصحيح كسري موازنه پرداخت ها درنظر گرفته مي شود. سوبسيدهاي مربوط به صادرات غالباً از طرف دولت هاي ديگر به عنوان يك وسيله تهاجمي سياست بازرگاني تلقي مي شود، بخصوص وقتي كه اين سوبسيدها به دمپينگ –فروش توليدات در بازارهاي خارج به قيمتي ارزانتر از بازار داخلي- اجازه عمل دهد. سوبسيدهايي كه به يك صنعت تعلق مي گيرد، ممكن است بر صنايع ديگري كه با توليدات استفاده كننده از سوبسيد در رقابت مستقيم يا غير مستقيم هستند، اثر زيان بخشي بر جاي بگذارد.
 
به نقل از سایت عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی
میترا بدر
نوشته شده توسط همسفران نور در جمعه چهارم مرداد 1387

لينك مطلب

In The Name Of Allah

The Holy Qur’an and the Appearance of the Mahdi

There are numerous verses in the Holy Qur’¡n that deal with the auspicious news of the Mahd¢’s appearance. However, here we will deal with only one verse: In verse 55 of S£rah N£r, we read:

وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُم فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ.

Allah has promised to those of you who believe and do good that He will most certainly make them rulers in the earth as He made rulers of those before them.

This verse clearly shows that the government of the earth shall one day be taken from despotic tyrants and the deserving believers shall take their place.

The rest of this verse deals with some of the promises concerning the establishment of religion and the spiritual impact of Allah’s government on men’s hearts:

وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ.

He will most certainly establish for them their religion which He has chosen for them.

Among these promises are the following, as well: the change from insecurity to security.

وَلَيُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً.

And that He will most certainly, after their fear, give them security in exchange.

And that the root of blasphemy shall be eradicated from the earth altogether:

يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئاً.

While they worship me not ascribing any partners to me.

Imam `Al¢ Ibn Al-°usayn(s), in interpreting this verse, said:

هُمْ وَاللهِ شِيعَتُنَا؛ يَفْعَلُ اللهُ ذَلِكَ بِهِمْ عَلَى يَدَيْ رَجُلٍ مِنَّا وَهُوَ مَهْدِيُّ هَذِهِ الأُمَّةِ.

“I swear to God that this group includes those who are our Sh¢`ah. God will realize this issue through a man from our Household and he is the leader and guide for this Ummah.”[1]

 

به نقل از سایت الشیعه

هاجر عبدی

 

نوشته شده توسط همسفران نور در جمعه چهارم مرداد 1387

لينك مطلب

شاه بيت غزلنامه همه شهيدان ،امام ...

 

آوینی را با جمله ((کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا )) شناختم . و تفسیر زیبایی که بر این جمله نوشته بود . هرچقدر این جمله را بیشتر می فهمیدم بر وجود آوینی عاشق تر می شدم . وقتی فهمیدم آوینی دوران دانشجویی هفت رنگی را گذرانده به دانستن زندگی او کنجکاوتر شدم. و خواندم که ادای روشن فکری با کتابهای قطور زیر بغل ، ریش پرفسری ، سیبیل نیچه ای یا موی هپی و یا هر چیز دیگری که روز گار آن زمان ایجاب می کرد همه را بی هیچ خوفی تجربه کرده بود. در خاطراتی که از زبان همسر شهید نقل شده بود به نقطه عطف سرنوشت آوینی برخوردم . آشنایی با امام خمینی رضوان ا... تعالی علیه . همسرش می گفت به مرتضی می گفتم او را هم بعد از چندی رها خواهی کرد مثل تمام شخصیتهایی که تا به حال قبولشان داشتی و دیگر نداری .

اما...

اما عشق مرتضی به امام از نوع عشق انسان به حقیقت بود . مرتضی در امام ذوب شد وحالا من که این خطوط را از او می نگارم  به آثار آوینی که فکر می کنم می بینم آوینی در کلمه به کلمه و لحظه به لحظه زندگی اش به انتقال و تفهیم این عشق بی پایان ، مفهوم امامت و ولایت پرداخت . از علی گفت عجب تمثیلی است اینکه علی(ع) مولود کعبه است . یعنی باطن قبله را درامام پیدا کن اما ظاهر گرایان از کعبه فقط سنگهایش را می پرستند تمامیت دین به امامت است .

از حسین گفت : ای دل نیک بنگر که زبان رمز چه رازی با تو میگوید : ( کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا )یعنی اگر چه قبله در کعبه است اما ( فاینما تولوا فثم وجه ا...) پس به هر طرف روی کنید به سمت خدا روی کرده اید . یعنی هر کجاکه پیکر صد پاره تو بر زمین افتد آنجا کربلاست  ، نه به اعتبار لفظ و استعاره ، که در حقیقت و هر گاه که علم قیام تو بلند شود عاشوراست باز هم نه به اعتبار لفظ واستعاره .

عباس را خوب شناخت و اورا آینه ای برای خود و بایدی برای سلوک انسانیت دانست ((باید عباس گونه وجود خود را وقف استمرار و استقرار ولایت کنیم )) و خود را وقف همان حقیقتی کرد که یافته بود ، آری ولایت .

امام مراد همه شهیدان بود . شاه بیت غزلنامه های همه شهیدان توصیه به اطاعت از رهبری بود. ودشمن این را خوب فهمیده بود . از وصیت نامه عباس بابایی وقتی این جمله را خواندم که گفته بود ((هرکس می خواهد بر جنازه ام فاتحه بخواند اول امام را دعا  کند و اگر نمی کند بر جنازه ام فاتحه نخواند )) به یاد شهیده ولایت فاطمه زهرا (س) افتادم که وصیت کرده بود تشییع جنازه اش درشب باشد تا آنان که در حق ولی مطلق علی (ع) ظلم کردند در تشییع حضور نداشته باشند . آری ! شهیدان این فاطمیون حقیقی با تا سی بر مادرشان زهرا (س) فرزند فاطمه را خوب یاری  کردند و چه آرزو ها که نکردند که ای کاش هزار جان داشتیم و برای امام فدا می کردیم . 

 

 

اما امروزه دشمن بعد از گذشت چندین سال نه تنها دشمنی اش را با این چهره نورانی تمام نکرده بلکه هر روز تلاشش را برای تخریب تفکر و شخصیت امام بیشتر می کند .

امام خمینی نقطه ثقل سرنوشت اسلام در دوران معاصر می باشد . وقتی دشمن کمر همت بسته که تفکر امام را نابود کند من وتو چقدر برای شناخت تفکر امام همت می کنیم ؟

وقتی زندگی و عزت ما مرهون اوست ، وقتی حتی مسلمانی مان را واندار اوییم تا چه حد برای شناختش که شناخت او ضامن امتداد همه خوبیهاست تلاش می کنیم ؟ ما نسل سوم انقلاب هیچ میدان نبردی را تجربه نکرده ایم . و دانسته هایمان در مورد مبارزات و ایستادگی ها و هذینه هایی که برای داشته های امروز شده بسیار بسیار اندک است تا حدی که میل به صفر می کند . مردان دیروز در جبهه کربلایشان عاشورایی شدند امروز حسین یاورانی چون زینب (س) می خواهد تا نهضت را به ثمر برساند .

پس من وتو زینب می شویم و پیام امام عشقمان را به یاران فردا می رسانیم و پیام آوینی را آویزه گوش می کنیم که گفت : (( باید عباس گونه وجود خود را وقف استمرار و استقرار ولایت کنیم .))

                                                                مینا نقشه گر

 

نوشته شده توسط همسفران نور در چهارشنبه دوم مرداد 1387

لينك مطلب


Ads

کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .

All Rights Reserved 2005-2006 © by sohada.blogfa.com