تبليغاتX
همسفران نور دانشگاه پیام نور مراغه

ولایت فقیه

مسئله ولایت فقیه یکی از مسائل مورد بحث در محافل و مجامع علمی و عقیدتی در چند دهه ی گذشته است که افراد و صاحب نظران موافق و مخالف مباحث بسیاری در این مورد داشته و هر گروه دارای عقاید و دلایلی برای ادعای خود می باشند که می توان آنها را مورد نقد و بررسی قرار داد و در مورد آنها بحث کرد  .

ما در این مقاله قصد داریم با بیانی ساده و روان در مورد ولایت فقیه هم از نظر عقلی و هم از نظر کلامی ( احادیث و روایات ) بحث کرده و لزوم آنرا اثبات کنیم .

اثبات ولایت فقیه از نظر عقلی

انسان موجودی است اجتماعی و زندگی در جمع و تعامل و معاشرت با همنوعان جزئی لاینفک از زندگی اوست به صورتی که انسان از اوایل خلقت میل به ایجاد اجتماع و زندگی گروهی داشته و با ایجاد این جامعه به دنبال رفع نیازهای فردی و همچنین رفع نیاز های اجتماعی خود بوده است .

سیستم اجتماع انسانی همانند سایر سیستم های باز دارای آنتروپی منفی بوده و در دراز مدت گرایش به بی نظمی دارد . علت این مسئله این است که معمولا افراد در وهله اول به دنبال اهداف و برنامه ها، و رفع نیاز خود هستند و در این میان به حقوق سایر افراد توجه زیادی نمی کنند و حتی در میان آنها افرادی به وجود می آید که هنجار تعامل و مشارکت را زیر پا گذاشته و برای دستیابی به اهداف خود به حقوق سایر افراد تجاوز می کنند ، که این موجبات از بین رفتن امنیت مالی و روانی جامعه را فراهم می کند .

انسان از همان اپتدای تشکیل اجتماع به این موضوع پی برده و به همین دلیل وجود یک ناظم ، مدیر و رئیس را امری اجتناب نا پذیر یافته و به همین خاطر اقدام به تشکیل حکومتها و دولتها نموده است .

لزوم تشکیل حکومت سوای از نوع آن و شرایط حاکمان و نحوه اداره آن ، برای ایجاد نظم و امنیت ، و برای حفظ و صیانت از جان ومال و ناموس مردم برای هر انسان عاقل و صاحب فکر مشخص و معلوم است و کسی نمی تواند لزوم وجود حکومت را برای ادامه زندگی اجتماعی انسان نفی کند .

حال نوع حکومت و ویژگی های شخص حاکم و نحوه اداره مملکت از مواردی است که چگونگی آنرا نوع فرهنگ ، مذهب و ایدوئولوژی حاکم بر آن جامعه نعین می کند که این فرهنگ گاهی ممکن است پادشاه را خدا فرض کند و یا گاه بیزار از تصمیم گیری فردی و متمایل به جمهوری ، گاه ممکن است فرهنگی الهی باشد و گاه فرهنگی ساخته دست بشر . اما آنچه که مهم است حکومت باید مؤید ایدوئولوژی مردمان آن سرزمین باشد .

در کشوری ( مانند ایران ) که مردم آن دارای تفکری الهی بوده و مکتب اسلام را برای سعادت خود برگزیده اند ، در حالی که این مکتب در تمام جنبه های اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و حکومتی ، فردی و خانوادگی و سایر جنبه ها دارای احکام و دستوراتی می باشد ، مهمترین خواسته مردم ( با این تفکر اسلامی ) این است که حاکمان آنها و نوع حکومتی که زیر پرچم آن زندگی میکنند دارای ویژگی هایی باشد که مکتب آنها تعین کرده و لازمه اجرای این خواسته این است که قوانین اسلامی در تمام شئونات جامعه مورد اجرا قرار گیرد .

لازمه اجرای قوانین اسلامی تدوین و مشخص کردن این قوانین و مقررات می باشد که این کلر فقط از عهده اسلام شناسان و فقها بر می آید که از طریق کتاب و سنت پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) آنها را استخراج کرده و آنها را تبین کنند .

ضامن اجرای قوانیین ومقررات تبین شده نیز نظارت بر حسن اجرای آنها می باشد ، که این کار نیز فقط از عهده کسانی بر می آید که آگاه در مورد قوانین و آشنا با نحوه ی اجرای آنها باشند .

از این استدلال این نتیجه حاصل می شود که تدوین قوانین و نظارت بر حسن اجرای آنها در جامعه ای که افراد آن دارای ایدوئولوژی اسلامی می باشند فقط از عهده فقیهان و دین شناسان بر می آید که با این قوانین آشنا هستند و کیفیت اجرا و نتایج اجرای آنها را می دانند و حکومت جز وضع قانون و اجرا و نظارت بر حسن اجرای آن برای سامان دادن به اوضاع اجتماع نمی باشد .

حال از این بحث این نتیجه حاصل می شود که در یک جامعه اسلامی اگر قرار است که احکام اسلامی در آن جریان داشته باشد و تعاملات و ارتباطات ،و اعمال و رفتار افراد بوسیله آنها مشخص گردد ، چاره ای نیست که در راس حکومت فقیهی اسلام شناس و آگاه به زمان باشد که واضع قوانین و مجری و ناظر بر اجرای صحیح آن باشد تا سعادت دنیوی و اخروی که خداوند آنرا با فرستادن دینی آسمانی تضمین کرده تحقق یابد و در غیر این صورت آن جامعه آرمانی که اسلام آنرا ترسیم کرده تحقق نخواهد یافت .

آنچه که مسلم است این مطلب میباشد که پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت علیهم السلام در مورد شناخت دین و احکام اسلامی فقیه ترین و دانا ترین انسانها بوده اند که در زمان وجود ایشان در جامعه اسلامی کسی لایق تر از آنها برای ریاست و مدیریت جامعه وجود نداشته است که در برهه هایی از زمان این حق ا ایشان غصب گردیده و عدم ریاست فقیه بر جامعه اسلامی در طول تاریخ آثار خود را نمایان کرده است . حال در زمانی که معصوم غایب از جامعه می باشد برای اجرای قوانین اسلامی ( اعم از حقوقی و قضایی وسیاسی و حکومتی که لازم الاجرا هستند ) چاره ای جز این نیست که ولایت و سیادت و سرپرستی جامعه بر عهده فقیه ترین فرد آن جامعه باشد که با شرایط و تعاملات زمان خود آشنا بوده و بر امر کشور داری آگاه باشد که این همان مسئله ولایت فقیه می باشد که عقل سالم بدون در نظر گرفتن احادیث بسیار زیادی که در این رابطه وجود دارد بر این امر صحه می گذارد ( این مسئله در زمان حکومت رسول گرامی اسلام (ص) و امیرالمومنین (ع) نیز وجود داشته ، زمانی که قرار بوده حضرت استانداری انتخاب کند تا ولایت و سرپرستی بخشی از بلاد مسلمین را عهده دار باشد فقیه ترین اصحاب خود را برای این کار انتخاب میکرد که آگاه به احکام اسلامی باشد که تا بتواند آنرا در منطقه تحت سرپرسنی خود به مورد اجرا درآورد ) .

حال که نتیجه این بحث با استدلال عقلی مورد توجه شما عزیزان قرار گرفت شما را به ادامه بحث که همان ولایت فقیه در احادیث و روایات می باشد در شماره بعد جلب می کنیم .

                           سلطانی

 

 

  

 

نوشته شده توسط همسفران نور در جمعه سی ام فروردین 1387

لينك مطلب


Ads

کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .

All Rights Reserved 2005-2006 © by sohada.blogfa.com